یا علی گفتیم و عشق آغاز شد... |
![]()
«...هرگاه به علي (ع) ميرسم، قلمم ميلرزد؛ انساني كه هست از آنگونه كه بايد باشد و نيست».
دكتر علي شريعتي در سخناني دربارهي غدير، با بيان مطلب بالا آورده است:
«...علي (ع) مرد شمشير و سخن و سياست است. احساسي به رقت يك عارف دارد، و انديشهاي به استحكام يك حكيم. در تقوا و عدل چندان شديد است كه او را در جمع ياران - حتا در چشم برادرش عقيل - تحملناپذير ساخته است. آشنايي دقيقه و شاملش با قرآن، قولي است كه جملگي برآنند. شرايط زندگي خصوصياش، زندگي اجتماعي و سياسياش و پيوندش با پيغمبر (ص) ، و بهويژه سرشت روح و عميقي كه در زير احكام و عقايد و شعاير يك دين نهفته است و غالبا از چشمهاي ظاهربين پنهان ميماند، از نزديك آشنا كرده و احساسش و بينشش با آن عجين شده است. وي يك وجدان اسلامي دارد، و اين جز اعتقاد به اسلام است.
در طول 23 سالي كه محمد (ص) نهضت خود را در صحنه روح و جامعه آغاز كرده، علي (ع) همواره درخشيده، همواره در آغوش خطرها زيسته است و يك بار نلغزيده است. يكبار كمترين ضعفي از خود نشان نداده است.
آنچه در علي (ع) سخت ارجمند است، روح چندبعدي اوست. روحي كه در همه ابعاد گوناگون و حتا ناهمانند قهرمان است. قهرمان انديشيدن و جنگيدن و عشق ورزيدن، مرد محراب و مردم. مرد تنهايي و سياست، دشمن خطرناك همه پستيهايي كه انسانيت همواره از آن رنج ميبرد و مجسمه همه آرزوهايي كه انسانيت همواره در دل ميپرورد.
... علي (ع)، چه كسي ميتواند سيماي او را نقاشي كند؟! روح شگفتي با چند بعد، مردي كه در همه چهرههايشان به عظمت خدايان اساطير است. انساني كه در همه استعدادهاي متفاوت و متناقض روح و زندگي قهرمان است. قهرمان شمشير و سخن، خردمندي و عشق، جانبازي و صبر، ايمان و منطق، حقيقت و سياست، هوشياري و تقوي، خشونت و مهر، انتقام و گذشت، غرور و تواضع، انزوا و اجتماع، سادگي و عظمت. انساني كه هست از آن گونه كه بايد باشد، و نيست. در معركههاي خونين نبرد، شمشير پرآوازهاش صفوف دشمن را ميشكافد و به بازي ميگيرد. سياه خصم همچون كشتزار گندم هاي رسيده در دم تيغ دو دمش بر روي هم ميخوابد و در دل شبهاي ساكت مدينه همچون يك روح تنها و دردمند كه از خفقان زيستن بيطاقت شده است و از بودن به ستوه آمده، بستر آرامش را رها ميكند و در پناه شب - كه با علي سخت آشنا و مانوس و محرم است - از سايه روشنهاي آشناي نخلستانهاي ساكت حومه شهر، خاموش ميگذرد و سر در حلقوم چاه ميبرد، و غريبانه مينالد. زنداني بزرگ خاك، عظمتي كه در زيستن نميگنجد. روح آزادي كه سقف سنگين و كوتاه آسمان برسينهاش افتاده است و دم زدن را بر او دشوار كرده است.
او كه از شمشيرش مرگ ميبارد و از زبانش شعر، هم زيبايي دانش را ميشناسد و هم زيبايي خداوند. هم پروازههاي انديشيدن را و هم تپشهاي دوست داشتن را. خونريز خشمگين صحنه پيكار، سوخته خاموش خلوت محراب. او: ويرژيل” دانته“ است، و رستم ”فردوسي“ است و شمس مولاي روم و...
چه ميگويم!! مگر با كلمات ميتوان از علي (ع) سخن گفت؟! بايد به سكوت گوش فراداد، تا از او چهها ميگويد؟! چه او با علي (ع) آشناتر است...! علي (ع) خود محمد (ص) ديگري است، و شگفتتر آن كه: در سيماي علي (ع)، محمد (ص) را نمايانتر ميتوان ديد».
هاشمي ريسه با اشاره به اين كه مسئولان جديد محلي منطقه شهر بابك حتي در دوره انتخابات هم هيچ نقشي نداشتهاند تصريح كرد:متاسفانه افراد فرهيخته منطقه كه به طور خودجوش در جريان انتخاب دكتر احمدينژاد مشاركت فعال داشتهاند، منزوي شدهاند. سيد مصطفي هاشمي ريسه نماينده مردم شهر بابك در مجلس شوراي اسلامي به عنوان سومين ناطق پيش از دستور جلسه علني امروز سهشنبه مجلس به مسايل و مشكلات حوزه انتخابيه خود پرداخت و گفت:برخي از اين مشكلات مردم شهر بابك را به شدت نگران كرده است و ميگويند ما به آقاي احمدينژاد راي داديم، چون او را از خودمان دانستيم و اميدوار بوده و هستيم كه دولت جديد براي رفع مشكلات ما موفق باشد. اما پس از شروع به كار دولت جديد در اين شهرستان، سرنوشت تصميمگيريها به دست افرادي افتاده كه هيچگونه مقبوليتي ميان مردم نداشته و شايستگي مسئوليتهاي محوله را نيز ندارند. نماينده مردم شهر بابك به نقل از مردم منطقه خود تصريح كرد: ما به تغيير شرايط موجود و بهبود يافتن اوضاع راي داديم و راي نداديم كه سرنوشت ما در شهرستان به دست عدهاي بيفتد كه با عملكرد غيرمنطقي خود همواره منافع ما و شهرستان را به خطر انداخته و تضييع كردهاند و در حال حاضر تداوم اين روند را انجام ميدهند. وي افزود: خوشبختانه شهرستان شهربابك ظرفيت جهش اقتصادي و توسعه را دارد اما متاسفانه اين روزها در تب و تاب سياسي كاريهاي بعضي از مسئولان و غير مسئول،اما تصميم ساز و تصميمگير، فرصتهاي طلايي را از دست ميدهند. وي با اشاره به نرخ بيكاري بالاي 18 درصد شهرستان شهر بابك خاطرنشان كرد:از دست دادن يك روز فرصت براي توسعه زير ساختها، درد آور است اما مسئولان محلي اين موضوع را جدي نميگيرند. هاشمي ريسه به درخواست مردم حوزه انتخابيه خود براي رفع مشكلات اشاره كرد و افزود:وزارت كشور سريعاً نسبت به اصلاح مديريت سياسي شهرستان اقدام نمايد كه منشا بسياري از مشكلات موجود ميباشد. وي افزود: از وزارت آموزش و پرورش هم درخواست ميشود در خصوص مديريت موفق آموزش و پرورش شهرستان شهر بابك با دقت بيشتري اقدام نمايد و از ورود افراد غير مقبول و ضعيف به چرخه مديريت فرهنگيان منطقه جلوگيري نمايد. نماينده شهربابك در ادامه درخواستهاي خود گفت: از وزارت بهداشت و درمان در خصوص مديريتهاي شبكه بهداشت و درمان و مركز بهداشت ميخواهيم از افراد با تجربه و مقبول بهره برده تا مشكلات حاد فعلي بهداشت و درمان منطقه مرتفع شود. وي افزود: وزارت اطلاعات نسبت به شناسايي عوامل توزيع شبنامهها در سطح شهرستان كه باعث تشويش اذهان عمومي و هتك حرمت افراد آبرومند شهرستان ميشود،اقدام جدي و عاجل به عمل آورده و آنها را به مراجع ذيربط معرفي نمايد. هاشمي ريسه همچنين از سازمان تربيت بدني خواست تا ورزش حوزه انتخابيه را از مديريت توانمند برخوردار سازد.
غدير
واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.
داستان غدير خم
سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.
نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.
رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه: «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.

امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"، دهمين پيشواي شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در اطراف مدينه در محلي به نام " صريا" متولد گشت. آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است.پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوي گرامي سمانه است كه بانويی با فضيلت و با تقوا بود. امام هادي (ع) در سن 6 يا 8 سالگي يعني در سال 220 هجري، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسيد. مدت 33 ساله امامت امام هادي (ع) با خلفاي معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.

اين تصوير يک عکس متحرک نيست . اين عکس براي تست سطح فشار روحي شما کاربرد دارد .
اگر شما آنرا متحرک مي بينيدبه اين معني است که شما تحت فشار روحي هستيد .
ميزان سرعت حرکت تصوير سطح فشار روحي شما را نشان مي دهد . هرچه حرکت سريع تر باشد , ميزان فشار روحي شما بيشتر است .
بيشتر بچه ها و افراد مسن يک تصوير ثابت را مي بينند .
اگر شما تصويري با حرکت آهسته مشاهده مي کنيد , به اين معني است که شما غالب اوقات مقداري فشارعصبي داريد . خود را با اين تصاوير چک کنيد تا بتوانيد خودتان را بهتر بشناسيد .
گاهي خوب است که يک مقدار مشخصي استرس داشته باشيد . که ما را جهت بهتر شدن حرکت بدهد , اما استرس زياد مي تواند موجب صدمات جسمي و روحي بشود .
با حضور دکتر نخعی معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کرمان و تعدادی از مسئولین شهرستان، خانم دکتر ربانی به عنوان رئیس جدید مرکز بهداشت شهرستان شهربابک معرفی گردید. در این مراسم از خدمات جناب آقای مهندس شهابی که بیش از شش سال ریاست مرکز بهداشت شهرستان را به عهده داشتند، تقدیر به عمل آمد.
با حضور مدیر کل تربیت بدنی استان کرمان و جمعی از مسئولین شهرستان، آقای علی پورفتحیان به عنوان رئیس جدید اداره تربیت بدنی شهرستان شهربابک معرفی گردید. در این مراسم از خدمات جناب آقای حمیدرضا وجدانی در طول دوران تصدی ریاست تربیت بدنی شهرستان تقدیر و تشکر به عمل آمد.
موسسه خیریه امام علی(ع) شهربابک ضمن تقدیر و تشکر از خدمات ارزنده آقایان مهندس شهابی و وجدانی، موفقیت و سربلندی سرکار خانم دکتر ربانی و آقای پورفتحیان را در مسئولیت جدید آرزومند است.
اولين معنايي كه از عيد به ذهن ميرسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .
در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسانها ميگردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .
از سوي ديگر حركت انسانها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آنكه وقتي انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .
معناي ديگري كه از عيد,عارفان به ما آموخته اند ، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است . و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني ميبرد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند . مولوي در اين معنا گفته است :
خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميكشد
كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي ازعيد به ما ميدهد
در تمامي اين تعريفها عيد براي انسان مطرح شده است ،يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مباركي و نو شوندگي داريم . اما به نظر ميرسد اين تازگي قبل از آنكه در رابطه با ما معني شود در باره توليد كننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود . چون خداوند « بديع السموات و الارض است » و خود را با عنوان «فتبارك الله احسن الخالقين» به ما معرفي نموده است . واز سوي ديگر اين مباركي در تمامي ملك و ملكوت عالم جاري است ، لذا از اين خداي بزرگ و مبارك ميتوان هرلحظه طعم مباركي را چشيد به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان ، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهري دارد كه آن محوريت خداست .

- آثار تأليفى: كتابهاى نگاهى به تاريخ روابط بين الملل از ۱۸۷۰ تا ،۱۹۴۵ تحولات روابط بين الملل، سياست و حكومت در اروپا، نظريه هاى كلان روابط بين الملل، درآمدى بر جامعه شناسى سياسى، دولت رضاشاه و نظام ايلى، حزب سياسى وعملكرد آن در جوامع امروز، تأثير فرهنگ ملى بر سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، نقش روحانيت شيعه در پيروزى انقلاب اسلامى، اتحاديه اروپا از آغاز تا امروز، جامعه شناسى بيطرفى و روانشناسى انزواگرايى در تاريخ ديپلماسى ايران و تاريخ ديپلماسى و روابط بين الملل از وستفالى تاامروز
جوانى كه زمانى آرزو داشته مانند اميركبير به قدرت برسد و صاحب اعتبار و شهرت شود، در مسير زندگى با فاصله گرفتن از نگاه ايده آليستى و سوق يافتن به سمت واقع گرايى، تحصيلات عالى و آكادميك خود را در رشته هاى روابط بين الملل و علوم سياسى تا مقطع دكترا ادامه مى دهد و امروزه تا حدود زيادى خود را فردى رئاليست يا واقع گرا ارزيابى مى كند و خواننده كتابهايش نيز اگر تمركز حواس نداشته باشد از علم و آگاهى او كه در كتابهايش متبلور مى شوند نمى تواند بهره بگيرد. احمد نقيب زاده استاد دانشگاه، مؤلف ۱۲كتاب، مترجم ۸كتاب و صاحب ۴۰مقاله علمى، متولد۱۳۳۲ شهر بابك است. وى در سال۱۳۵۰ در رشته ادبى مدرك ديپلم اش را اخذ مى كند. در همان سال در رشته علوم سياسى دانشگاه تهران در مقطع كارشناسى مشغول تحصيل مى شود و در سال۱۳۵۴ نيز تحصيل در اين مقطع را به پايان مى رساند. ثمره موج جديد فكرى كه استادانى همچون دكتر حميد عنايت و دكتر رضوى در دانشكده ياد شده ايجاد كردند، پرورش استادان برجسته بعدى و افرادى است كه به مديريت كلان كشور دست يافتند و از اين بابت بايد گفت نقيب زاده را جزو گروه اول بايد به حساب بياوريم او بلافاصله در مقطع فوق ليسانس در همان رشته ادامه تحصيل مى دهد و دانش اندوزى اش را با دفاع از پايان نامه اى ذيل عنوان «جزيره ديه گو گارسيا و سياست آمريكا در هند» تداوم مى دهد.
ترجمه كتابهاى دانشمند و سياستمدار، جامعه شناسى احزاب سياسى، توسعه سياسى، فرهنگ و سياست، در دولت، جامعه شناسى دولت، زمانى در ميان زمانها و حقوق بشر.
نقيب زاده براى ادامه تحصيل در رشته روابط بين الملل به فرانسه مى رود و در دانشگاه نان تر ثبت نام مى كند.
در سالهاى اوليه ورودش به فرانسه، نوشتن و تحقيق به زبان خارجى دشواريهاى زيادى براى او به وجود آورده بود. به قول خودش تهيه پايان نامه هم رفع تكليف بوده.
تز دكترايش در مورد دين و دولت در عصر قاجار بوده و زير عنوان «زندگى سياسى - مذهبى ايران در قرن نوزدهم.»
نقيب زاده اگرچه مى توانسته در ايالات متحده هم درس بخواند ولى تحصيل علم در فرانسه را بر تحصيل در آن سوى اقيانوس اطلس ترجيح مى دهد.
«من از بچگى عاشق فرانسه بودم و در مورد تاريخ وادبيات آن زياد مطالعه مى كردم. من با يك رؤيا وارد خاك فرانسه شده بودم. رؤياى انقلاب كبير فرانسه، رؤياى ويكتورهوگو، رؤياى بالزاك. در آنجا مى خواستم خيابانهايى را ببينم كه در كتاب «بينوايان» ويكتور هوگو اسمشان آمده بود. خيابانها هنوز وجود داشت و دوستانى بودند كه مناطق قديمى شهرهاى فرانسه را به ما نشان مى دادند.»
اين استاد دانشگاه، سه سال پس از ورودش براى تأمين هزينه هاى خود به كارهاى كتابدارى و هتلدارى روى آورده بود ومدتى هم در سفارت ايران در فرانسه به عنوان مفسر مطبوعاتى كار كرده است.
نقيب زاده استادى فرهنگ گرا است و تمايل دارد دانشجويانش حداقل در يك حوزه خاص لذت دانش را بچشند تا به كار خود ادامه دهند. در حال حاضر كتاب جامعه شناسى سياست جمهورى اسلامى ايران را در دست انتشار دارد و طرحى تحقيقى با عنوان «سير تحول نظريه هاى جامعه شناسى در فرانسه را پيگيرى مى كند.»
او خود را آدمى ملى و زيبا پسند مى داند.
«وقتى مى بينم شهردارى كارهاى زيبايى در شهر انجام مى دهد خوشحال مى شوم. وقتى مى بينم كشورم به پيش هست خوشحال مى شوم و «اميدوار مى شوم به آينده.»
آرمان شخصى او رسيدن به قله هاى علمى است. يعنى در رشته خودش مطلبى نباشد كه نخوانده باشد و با اين صحبت به گفته هاى خود خاتمه مى دهد: «آرمانم داشتن يك كشور آباد و مترقى است. كشورى كه من بتوانم در خارج از كشور با غرور و افتخار از آن ياد كنم.»
منبع خبر:روزنامه ایران ـ مورخه۶ شهریور۸۴
دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا که ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.
عرفات نام جايگاهي است كه حاجيان در روز عرفه (نهم ذي الحجه) در آنجا توقف مي كنند و به دعا و نيايش ميپردازند و پس از برگزاري نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز ميگردند و وجه تسميه آنرا چنين گفته اند كه جبرائيل عليه السلام هنگامي كه مناسك را به ابراهيم مي آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد. و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف ميكنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي ميدانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي و تحمل است.
در مورد آداب و رسوم دامپروری سنتی
در سری قبل نحوه تشکیل گله را تقدیم داشتم و باید ذکر کنم که در تشکیل گله ،گاهی تعدادی گوسفند متعلق به چوپان بود که این تعداد در شمارش به حساب نیامده و چوپان در مورد پرداخته خشکه و یا انجام گماری هیچ تعهدی نداشت و به اصطلاح این تعداد گوسفند را"تو رون"میکردند.
واما از دیگر رسوم مربوط به دامپروری سنتی رسم"احشوم رفتن"بود وهست وکمابیش نیز انجام می شود و آن عبارت است از رفتن به بیابان و استقرار در یک محل، تا امکان دوشیدن شیر گوسفندان فراهم شود. برای اینکار معمولا در اواسط اردیبهشت که علفها کاملا سبز شده و بزرگ شده باشند،چند نفر از مردان یک گله اقدام به "پلگردی"(به فتح "پ "و "گ") کرده و محلی که برای چرانیدن گوسفندان مناسب باشد و علف فراوانی داشته باشد و دسترسی به چاه آب هم میسر باشد، انتخاب کرده و تمامی کسانی که در یک گله شریک هستند، در یک روز بار و بنه مورد نیاز خود را برداشته و به اصطلاح بار می کنندو در محل انتخاب شده که معمولا در کنار چاه آب می باشد ،بارمی اندازندو به صورت دایره وار پلاس ها(چادر ایلیاتی) را برافراشته و یا سایبان چوبی درست می کنند .که در مرکز این مجموعه
"تلگرد"(به فتح"ت"و"گ") ساخته میشودو آن محل حصاری است دایره شکل که اطراف آن را با استفاده از بوته های بیابانی محصور کرده باشندو کاربری آن برای نگهداری گوسفندان در زمان دوشیدن شیر آنها می باشد.در داخل پلاس و یا سایبان هر خانواده مجموعه زیر در نظر گرفته می شد:در یک قسمت چاله ای حفر میکردندو کف آن را با بوته های مخصوصی می پوشانیدندو محلی بسیار مناسب بود تا بتوانند در داخل این چاله "کماجدان های مسکه ای"(ظرفهای قابلمه شکل بزرگ حاوی کره) را قرار داده و در جهت خنک ماندن محل روی این ظرفها ، "مشکوها"(مشک های آبی که از پوست بز درست میکردند) را قرار میدادند و مجموعه را با فرشهای دستباف محلی که با تکه های پارچه می بافتند و به آن "مخشیف"(به فتح"م")میگفتند، بطور کامل میپوشانیدند. آب موجود در مشکوها باعث می شد تا محل بسیار خنک بماند و مانع گرم شدن و خراب شدن مسکه ها(به فتح"م") می شد. و آب داخل مشکوها هم به مصارف شرب می رسید که بسیار گوارا بود.و در یک گوشه هم جایی بود که دیگهای شیر را مایه می کردند تا ماست شوند.(چه بی مثال بود پنیری که با مایه پنیر محلی و شیر تازه در کمتر از 10 دقیقه مهیا میشد.)و در کنارش هم جایی بود ظروف مورد نیاز در آنجا قرار داشتندوصندوق حاوی شکستنی ها هم در کناری نهاده می شد و گاهی هم رایویی در گوشه ای پیدا میشد.
در گوشه دیگر با بوته های بیابانی محلی درست میکردند تا مشکهای محتوی ماست و دوغ را روی آن قرار دهند که"مشک دونی"گفته میشدو درکنجی هم"جوال آرتی" (آردی)و سفره و لگن خمیری و لگن محتوی نان قرار داده می شدو در انتها هم جایی برای قراردادن رختخوابها و "سفتوی طرفی"(به فتح"س"و "ط")(سبد حاوی قره قوروت)و کیسه های کشک در نظر گرفته میشد و نزدیک دهانه ورودی و در بیرون از این مکان هم "دیدونی"(اجاقی) برای طبخ غذا و دم کردن چای ساخته میشد . و فضای مرکزی هم محلی بود برای نشستن و غذاخوردن از گرما درامان بودن.
در جوار این جایگاه ، محلی را با بوته های بیابانی حصارکشی می کردند که به این محوطه"کشک دونی" گفته میشد و در داخل این محوطه چوبی دو شاخه(پاده) ای را در زمین محکم میکردند تا بتوانند"تربه اسپاری"(توبره مخصوصی که با پشم گوسفندان می بافتند)را بر آن بیاویزند و آب اضافی موجود در دوغهای جوشانیده شده را بگیرند که به این آبهای اضافی "او سوز"(به ضم"س")میگفتند و با جوشانیدن آنها قره قوروت(طرف، به فتح"ط") درست میکردند.کشکهایی که با کمک دست درست میکردند و شکل میدادند در داخل این کشک دانی در برابر آفتاب قرارداده میشدند تا کاملا خشک شوندو چه طعم و مزه ناگفتنی داشت کشک ترو(به فتح"ت"). در فاصله کمی دورتر از این جایگاه و منزل گاه هم "دیدون دوغ جوشونی"(اجاق مخصوص جوشاندن دوغ) به صورت اختصاصی حفر می گردید.مدت زمان اقامت خانوادگی ایلیاتی ها در بیابان تا پایان فصل شیر دهی گوسفندان و نزدیکی های پنجه در همان محل ادامه داشته و سپس به خانه هایشان در آبادی ها،مراجعت می نمودند.
که از این رهگذر روغن زرد و کشک و طرف فراوانی به ارمغان می آوردند .
لازم به ذکر است که شیر گوسفندان در سحرگاه یا در صبح زودو یا هنگام ظهر دوشیده می شد. که این زمان بستگی به فاصله" احشوم" از چاه آب و چندین عامل دیگر داشت و هر گاه که گله جهت شیر دوشی داخل "تلگرد"می شد ،میگفتند که که "گله تو دوم"( به ضم "د"و ضم"و")اومده . البته اصطلاحات و رسوم متعدد بسیاری در فرهنگ بومی دامپروری سنتی این دیار قابل ذکر است که شاید دانستن آنها بهتر از ندانستن آنها باشد.
با تشکر از جناب ایلیاتی
در پاسخ به سوال خواننده گرامی آقای وکیلی در مورد فرزند شش ساله شان که در ارتباط با خیال پردازی
سوال نموده اند نکاتی را یادآور می شوم. تخیل(Imagination ) در روانشناسی به فعالیت عالی ذهن گفته می شود که اشیاء و یا حوادثی را فرد در ذهن خود خلق می کند بدون اینکه مستقیماً از داده های حسی استفاده کند. تخیل در کودکان سه تا شش سال امری کاملاً طبیعی محسوب می شود و پایه تفکر و خلاقیت در سنین بالاتر می باشد. نکته بعدی اینکه آنچه از نظر بالینی اهمیت دارد محتوای تخیل کودکان می باشد و چنانچه تخیل کودکان بسیار زیاد و غیر واقعی و همراه اختلالات دیگر مثل اضطراب ، ناخن جویدن ، شب ادراری و سایر موارد باشد مسئله اختلال یا بیماری مطرح می گردد. به طور کلی اغلب، تخیل کودکان را در بازی های آنان می توان شناخت، کودک در دنیایی زندگی می کند که بزرگسالان بر آن تسلط دارند و او به ناچار زیر سلطه و فشار این اجتماع قرار می گیرد و برای تخفیف این فشار به استعداد تخیل خود پناه می برد، برای مثال کودک ماه را گاهی به صورت خندان و زمانی خشمگین می بیند و یا بر چوب سوار شده و بر آن تازیانه می زند و با آن مثل یک اسب حقیقی رفتــــار می کند. والدین و معلمین میتوانند با فراهم نمودن فعالیتهای هنری، ورزشی و کارهای دستی تخیلات کودکان را به میدان تجربی و واقعی نزدیکتر نمایند و این نکته نباید فراموش گردد که تخیل آزاد برای تامین بهداشت روانی کودک ضروری می باشد و نباید او را از آن محروم ساخت.
با تشکر از جناب آقای حسین پورعوض ـ کارشناس ارشد محترم روانشناسی مجتمع مس سرچشمه
(با تشکر از جناب ایلیاتی)
شباهتهاي قلعههاي اطراف ميمند با قلعه الموت، باستانشناسان را براي يافتن نشانههاي از اسماعيليه به اين روستاي تاريخي ميكشاند.
ميمند، روستايي صخره اي در استان كرمان است كه در هزاره هاي پيش توسط ساكنان آن در دل كوه حفر شده است. ساكنان اين روستاي تاريخي هنوز با وجود گذشت چند هزار سال از ساخت آن در درون حفره هايي زندگي مي كنند كه پنجره و دودكش ندارد و به زبان محلي «كيچه» ناميده مي شود.
"كيارش اقتصادي"، مدير پروژه ميمند در اين باره گفت: «با توجه به تعداد پيروان اسماعيليه در شهربابك و شباهت قلعههاي اطراف ميمند به الموت و ساير قلعههاي بجايي مانده از اين سلسله ، از دكتر چوبك و دكتر لاله باستان شناسان دوره اسلامي خواسته شده است تا عمليات كاوش در اين قلعهها را براي يافتن ردپاي از اين سلسله در ميمند آغاز كنند.»
ساكنان اين روستا داراي آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گويش آنها هنوز كلمات پهلوي ساساني ديده مي شود. اين روستا در منطقه ويژه از نظر طبيعي جاي گرفته است.روستاي 3 هزارساله ميمند تنها روستاي تاريخي در جهان است كه هنوز روابط سنتي زندگي در آن جريان دارد و مي توان تعامل انسان و طبيعت در هزار دوم ميلادي را بخوبي در آن ديد.
اقتصادي گفت: « اين قلعهها بدون استفاده در گوشهاي رها شدهاست و اين كاوشها به شناخت تاريخ و اقعي آنها منجر ميشود. در حال حاضر اطلاعات تاريخي موجود درباره اين قلعهها پاسخگوي سوالات موجود نيست. اين كاوشها به تكميل شدن اطلاعات پروژه الموت كمك ميكند.»
اين روستا هفتمين منظر فرهنگي_طبيعي و تاريخي جهان است كه جايزه مركوري را دريافت مي كند. آخرين منظر فرهنگي_تاريخي و طبيعي كه پيش از اين جايزه مركوري را دريافت كرده است، اثري از كشور ژاپن بود.
جايزه فرهنگي مركوري پس از درگذشت وزير فرهنگ يونان شكل گرفت. مركوري ثروت خود را در اختيار دولت كشورش قرار داد تا هر دو سال يك بار به اثري كه تعامل هنر انسان و طبيعت را به خوبي بيان مي كند اهدا شود. سال گذشته در اولين سال برگزاري اين جايزه، پاركي فرهنگي در ژاپن اين جايزه را دريافت كرد.
ملينا مركوري جايزه اي است كه از سوي دولت يونان با همكاري يونسكو و ايكوموس (شوراي حفاظت از بناها و محوطه هاي تاريخي) اهدا مي شود. مبلغ اهدايي اين جايزه 20 هزار دلار معادل حدود 18 ميليون تومان است.
سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علي (ع) امام پنجم از ائمه اثني عشر (ع) و هفتمين معصوم از چهارده معصوم (ع)، که در سال 114 ق. در مدينه رخ داد …

مادر او حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي (ع) است كه مكني به ام عبد الله يا ام الحسن بود و با اين ترتيب آن حضرت هم از جانب مادر و هم از جانب پدر فاطمي و علوي بوده است، لقب ايشان به دليل دانش بيكران باقر يا باقر العلوم بوده است … صدوق و طوسي در امالي خود روايت كرده اند كه رسول الله (ص) آن حضرت را باقر ناميد و به جابر بن عبد الله انصاري فرمود: « اي جابر زمان يكي از اولاد مرا كه از فرزندان حسين است درك خواهي كرد، او هم نام من است و علم را با مهارت بسط ميدهد و ميشكافد، وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان».
كلماتي از آن بزرگوار:
1 - همانا خداوند عز وجل نگاه دارد بوسيله تقوي بنده را از آنچه عقلش بدان دسترسي ندارد.
4 - هر ملتي كه كتاب خدا را به پشت سر انداخته خدا نيز علم كتاب را از آنها بگيرد …
5- حريص بر دنيا، همچون کرم ابريشم است که هر چه پيله را بر خود بيشتر بپيچد، بيرون آمدنش مشکل تر مي شود.
از رساله امام محمد باقر عليه السلام، سعد الخير / روضه كافي ج اول (ص 79 – 75 )
از آنجا که دامپروری به روش سنتی در روزگاران نه چندان دور یکی از منابع درآمد زای مردم این دیار بوده و کماکان نیز در گوشه و کنار ، هنوز هم "شط گله "های گوسفندان( شامل بز و میش )بر تن دشتهای بیابانی به چشم می آید(شط به مسیری گفته می شود که در اثر عبور گوسفندان در پشت سر هم ایجاد شده و بسان جویبارهای کوچک و سفید رنگ ، بر تن بیابان دیده میشوند که مارپیچ مانند از مبدا چاه شروع شده ودر دل دشت شاخه شاخه شده و پخش گردیده و کم کم محو میشوند.)
برای تشکیل گله، معمولا چند نفر بعنوان" شریک گله "گوسفندان خود را در یک گروه جمع کرده و بر محوریت ارباب که بیش از همه گوسفند دارد ، گله تشکیل می گردد.
بر این گله یک چوپان از طرف ارباب به خدمت گرفته میشود و بعنوان کمکی هم هریک از شریکهای گله به نوبت و به تعداد گوسفندی که دارند ، همپای چوپان انجام وظیفه می نمایند.و به قول معروف "گماری"(به ضم"گ") میروند. که هر 10 راس گوسفند یک شب گماری را می طلبد و در مدتی که فرد گماری میرود خورد و خوراک چوپان با گماری است و سایر ملزومات چوپان از قبیل پوشاک(نمد)و کفش(گیوه) بر عهده ارباب خواهد بود.لازم بذکر است که مبنای سنجش تعداد گوسفندان یک گله بر اساس" شب گمار" بوده و در مورد محاسبه گوسفندان جهت انجام گماری فقط گوسفندان درشته (گوسفندان ماده ایکه معمولا بزرگتر از دو سال دارند)مبنای محاسبه قرار میگرفته واز به حساب آوردن سایر گوسفندان صرف نظر میشده است . یعنی اگرگفته می شدکه گله ای 50 "شب گمار"دارد بدین معنی بود که در این گله 500 عدد گوسفند ماده بالای دوسال سن وجود داردو سایر گوسفندان در این محاسبه بکارگرفته نمی شدند.مثل(گوسفندان نرو سایر گوسفندان کمتر از دوسال )
و در هر گله ممکن بود تعدادی گوسفند وجود داشته باشد که صاحبان آنها گماری نمی رفتندو به اصطلاح "خشکه" بودندکه برای این افراد در پایان سال دامپروری سنتی(پنجه)( به فتح"پ")که 125 روز بعد از روز اول عید نوروز می باشد، مبلغی را بسته به میزان مقرری تعیین شده برای چوپان و میزان خرج کرد گله و با توجه به تعداد گوسفند از فرد بعنوان "خشکه"دریافت کرده و مواجب(حقوق و مستمری)سالیانه چوپان را پرداخت می کردند. در زمان پنجه(125روز بعد از عید)هر کدام از شریکهای گله مجاز می شدند که در صورت تمایل از یک گله جدا شده و به گله دیگری بپیوندند و بر طبق رسم متداول هیچ شریکی نمی توانست در زمانی غیر از "پنجه" نسبت به جدا کردن گوسفندان خودش از یک گله اقدامی انجام دهد.این رسم کماکان بقوت خود باقیست.
در مورد کارهایی که مشارکت تمامی شریکها را می طلبید ،همگان موظف بودند که همکاری و مساعدت لازم را انجام دهند که میتوان از کارهایی نظیر:آغل بندی(ساختن و آماده کردن آغل)،زهگشی:که از زمان زاییدن گوسفندان(بهمن ماه)شروع و تا نیمه اسفند(ازآغل کندن گله) ادامه داشت.، لایروبی و پاک کردن چاه آب نام برد.
(برگرفته از نوشته جناب ایلیاتی)
فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.
شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.
رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.
(منبع خبر:سایت خبری فرمانداری شهربابک ـ ۱۲/۱۰/۸۴)
مدير عامل و هيئت مديره مؤسسه خيريه امام علي (ع)
صدها فرشته بر آن دست بوسه می زنند کز کار خلق یک گره بسته وا کند

در مکتب اسلام توجه فراوانی به حقوق و تکالیف اجتماعی شده تا آنجا که برآوردن حقوق مردم همپایه ادای حق خداوند به شمار آمده است. در هفته نامه بابک زمین مورخه ششم دیماه مطلبی نوشته شده بود که چشمان نگرانمان، که سراسیمه منتظر رسیدن فریاد رسی است پر از اشک گردید و دیگر بار احساس شد که تنها نیستیم،حرارت و شوری وجودمان را فرا گرفت و از اینکه دیدیم در شرایطی که به قول زنده یاد اخوان ثالث "سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت، سرها در گريبان است، كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را... كه سرما سخت سوزان است".بزرگ مردي حركتي انجام داد خداپسندانه بي نهايت مسرور شدیم،حركتي كه از سر احساس مسئوليت و نگراني به وضعيت نه چندان مناسب بخش درماني شهرستان انجام شد . آري، نشست فرماندار بزرگ منش و محجوب شهرستان با پزشكان شهربابكي مقيم ساير شهرها جهت رفع مشكلات درماني مردم اين ديار.
اين حركت مثبت و ارزشمند و همت بلند فرماندار گرانقدر جناب آقای رضاحسینی را ارج نهاده و اميد است تعامل سازنده مسئولان با مردم و استفاده از ظرفيتها، تواناييها و تخصص هاي موجود، و همچنين ترغيب سرمايه گذاري در شهرستان،مشكلات ديار بابك را به حداقل برساند.

ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيكه يا ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمد.
امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. اما جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.
پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود، ايشان را از مدينه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنكه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنكه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد.
امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسيد.
امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي دانستند. ايشان انساني بردبار، نيكو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در كتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.
در ايران مسيحيان ارمني در نخستين روز سال نو ميلادي پس از شركت در مراسم مذهبي با داراك براي ديد و بازديد تبريك و شاد باش گويي به ديدار بزرگان خانواده مي روند و اين مراسم تا شب پنجم ژانويه كه ارامنه در اين شب جشن ميلاد حضرت مسيح (ع) را برگزار مي كنند ادامه مي يابد. در كليساهاي ارامنه بر خلاف كاتوليك ها و پروتستان ها كه 25 دسامبر را روز ميلاد حضرت مسيح (ع) مي دانند. شب پنجم و صبح روز ششم ژانويه را به عنوان عيد ميلاد و تعميد حضرت عيسي (ع) جشن مي گيرند. در شب عيد ميلاد حضرت عيسي (ع) كه بزرگترين عيد مسيحيان ارامنه است بار ديگر مراسم مذهبي باداراك در كليسا برگزار مي شود كه همه مسيحيان در آن شركت مي كنند. اكثريت مسيحيان ايران را ارامنه گريگوري تشكيل مي دهند كه داراي استقلال كليسايي هستند و مطابق سنت و اعتقادات خود عمل مي كنند.
(برگرفته از نوشته جناب ایلیاتی)
براي تغذيه سالم سه كلمه را بايد به خاطر سپرد: ترتيب، تنوع، تناسبT.M از نظر لغوي مخفف كلمات لاتين ( Transcendental Meditation ) مي باشد. به معني مراقبه متعالي و ماورا طبيعه. اين علم برگرفته از فلسفه هندي مي باشد كه قدمت پنج هزار ساله داشته است و توسط ماهاريشي ماهش يوگي تجديد حيات يافت. ماهاريشي بيش از 43 سال است كه تكنيك ذهني T.M را به دنيا عرضه نموده است و اين علم به نام علم شعور خلاق نيز ناميده مي شود. ماهاريشي در تعليمات خويش توضيح مي دهد كه T.M داراي جنبه اي اسرار آميز يا مذهبي نيست، بلكه تكنيكي براي موفقيت بيشتر در عرصه زندگي روزمره است. به طور خلاصه تكنيك T.M تمرين بسيار ساده و طبيعي است كه روزي دو بار (صبح و عصر ) و به مدت 20 دقيقه انجام مي گيرد. در اين تمرين ذهني لايه هاي ظريف تر و دروني تر تجربه مي شود و حسي از آرام و باز بودن ذهن به دست مي آيد كه بسيار خوش آيند و مسرت بخش است. بر طبق اين فلسفه، ذهن تاثير قدرتمندي بر روي سلامت دارد. و از آنجايي كه ذهن و بدن با هم ارتباط ناگسستني دارند با آرام تر شدن فعاليت ذهن ، بدن نيز آرام مي گيرد. و استراحتي به دست مي آيد كه طبق تحقيق دكتر والاس در دانشگاه UCLA آمريكا ، دو برابر استراحتي است كه در عميق ترين مرحله خواب شب تجربه مي گردد. به طور خلاصه تحقيقات نشان مي دهند كه تكنيك T.M در زمينه سلامت ذهن مثل افزايش خلاقيت ، بهره هوشي ، حافظه، تمركز، يادگيري و در زمينه سلامت بدن مثل كاهش استرس يا فشارهاي رواني و اجتماعي، كاهش اضطراب، افسردگي، افزايش اعتماد به نفس و ساير خصوصيات مثبت شخصيت موثر است.
(با تشكر از جناب آقاي حسين پورعوض - كارشناس ارشد روانشناسي مجتمع مس سرچشمه)
به آگاهی میرساند بخش خبری وب سایت فرمانداری شهرستان شهربابک فعال گردیده، ضمن عرض خسته نباشید به عزیزانمان در این بخش،شما می توانید جهت بازدید از این بخش به نشانی زیر مراجعه کنید.

یاد و خاطره جان باختگان زلزله بم را گرامی می داریم.
اما بم زنده است...
پايگاه پژوهشي ميمند، آداب و رسوم اين روستاي تاريخي را در ذهن دانشآموزان اين ديار ماندگار ميكند."كيارش اقتصادي"، مدير پايگاه پژوهشي ميمند گفت: «بسياري از دانشآموزان روستاي ميمند در شهر بابك و شهرهاي اطراف اين روستا براي ادامه تحصيل پراكنده شدهاند. اين ترس وجود دارد كه در طول 12 سالي كه دانشآموزان براي تحصيل سپري ميكنند كاملا با آداب و رسوم اين روستاي تاريخي بيگانه شوند. براي جلوگيري ازوقوع اين اتفاق، پايگاه پژوهشي ميمند طي برنامههاي تدوين شده آداب و رسوم تاريخي اين روستا را وارد دروس اين دانشآموزان ميكند.»
او گفت:«اميد است كه بتوان دانشآموزان اين شهر و روستا را با آداب، رسوم، صنايع دستي، گياهشناسي سنتي و... ديگر آشنا كرد. سيديهايي در دست تهيه است كه در مدارس توزيع ميشود.»
او گفت: «اين اسلايدها براساس سن و مقطع تحصيلي تهيه ميشود. گاهي از دانش آموزان دعوت ميشود تا از روستا ديدن كنند. بعضي از دانشآموزان فكر ميكنند كه دانش گذشتگان امروز كاربرد ندارد. يك روز يكي از سالمندان ميگفت كه براي رشد درخت بنه(پسته وحشي) كنجگها دانه اين درخت را ميخورند و پس از دفن در زمين كاشته شده و رشد ميكند. پسر اين مرد به او اعتراض كرد. او فكر اين حرف مضحك است اما گياهشناس گروه هم اين نكته را تاكيد كرد.»
اقتصادي گفت: «هزاران نكته ناگفته ديگر در اين روستا وجود دارد كه بايد مستندنگاري شود و به نسل امروز انتقال داده شود تا ماندگار شود.»
روستاي ميمند شهريور سال 84 بخاطر تعامل ميان محيط و زندگي جايزه جهاني ميلنا مركوري را دريافت كرد.
ساكنان اين روستا داراي آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گويش آنها هنوز كلمات پهلوي ساساني ديده مي شود. اين روستا در منطقه ويژه از نظر طبيعي جاي گرفته است.
پرونده محوطه تاريخي_طبيعي روستاي ميمند براي شركت در جايزه جهاني موسسه آقاخان، بزرگترين مسابقه معماري جهان آماده ميشود. اين روستا در 16 شهريور ماه سال جاري جايزه جهاني مركوري را نصيب خود كرد.
بنياد آقاخان در ژنو است.اين بنياد سالانه به آثار معمارى جهان كه نمادى از اسلام است، جايزه اهدا مى كند. اين بنياد هر سال از ميان 400 تا 500 آثار ارسال شده 25 تا 30 اثر را براى داورى در مرحله نهايى انتخاب مى كند و در نهايت به 8 تا 10 اثر برتر در كشورهاى اسلامى يا در ديگر كشورها که نمادى از اسلام داشته باشند، جايزه اى به مبلغ 100هزار دلار اهدا ميكند.
"كيارش اقتصادي"، مدير پايگاه پژوهشي ميمند گفت: «پرونده ميمند براي شركت در بزرگترين مسابقه معماري جهان كه از طرف بنياد آقاخان انجام ميشود در حال تكميل شدن است. اين مسابقه شامل مناطقي است كه مسلمانان در آن مناطق حضور قابل توجهي داشته باشند. در اين مسابقه هم به معماري بناها و مرمت معماريهاي اين بناها توجه ميشود. پس از تكميل پرونده در مرحله اول نزديك به 30 اثر انتخاب ميشوند. هر اثري كه در اين مرحله پذيرفته شود، نمايندگان بنياد براي بازديد و ارزيابي عملكرد آن پروژه اقدام ميكنند.»
او گفت:«در اين بازديد علاوه برمعماري و عملكرد مديران پروژه، به نحوه تعامل مردم با اين معماريها و جريان زندگي سنتي در آن نيز توجه ميشود. علاوه بر شرايط اقتصادي و اجتماعي به روحيات مردم درباره زندگي در اين مكان ها نيز توجه ميشود. برگزارکنندگان اين مسابقه بر آن هستند که بدانند زندگي در اين مكانها چه اندازه بر خودباوري، اعتماد به نفس و... ساكنين تاثير گذار است و جوانان از زندگي سنتي در اين منطقه احساس رضايت دارند يا خير.»
مسابقه آقاخان هرسه سال يكبار انجام ميشود. روستاي ميمند اولين روستاي ايران براي شركت در اين مسابقه جهاني است. اين روستا هم اكنون 132 نفر جمعيت دارد و خوشبختانه هنوز بسياري از آداب و رسوم و سنت هاي آن ها مانند گذشته حفظ شده است.
جايزه جهاني ملينا مركوري جايزه اي است كه هردو سال از سوي دولت يونان و با همكاري مجامع فرهنگي بين المللي مانند يونسكو و ايكوموس (شواري حفاظت از بناها و محوطه هاي تاريخي) به آثاري اهدا مي شود كه داراي شرايط و ضوابط فرهنگي، طبيعي و تاريخي منحصر به فرد باشد. ميمند هشتمين اثر جهاني بود كه اين جايزه را دريافت ميكند.

بشارت عيسي
ـ و ياد كن آنگاه كه فرشتگان گفتند: «اي مريم، خدا تو را به كلمه اي از خود كه نامش مسيح، عيسي بن مريم است، نويد مي دهد كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان (الهي) و با مردم در گهواره و در بزرگسالي سخن مي گويد و از نيكان و شايستگان است.
ـ مريم گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندي باشد و حال آنگه هيچ بشري به من دست نزده است؟»
ـ گفت: «اين چنين است، خدا آنچه بخواهد، مي آفريند، چون اراده چيزي كند، به او گويد: («باش») پس مي شود......
چگونگي تولد
ـ ......... و آنگاه كه از كسانش درجايگاهي شرقي كناره گزيد و ميان خود و آنان پرده هاي كشيد؛ پس ما روح خود را نزدش فرستاديم و براي او همچون انساني درست اندام نمودار شد.
ـ مريم گفت: «من از تو به خداي رحمان پناه مي برم، اگر پرهيزگار باشي.»
ـ (جبرئيل) گفت:«همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسري پارسا و پاكيزه ببخشم.»
ـ مريم گفت: « چگونه مرا پسري باشد و حال آنكه دست هيچ انساني به من نرسيده و بدكاره هم نبوده ام؟»
ـ گفت: «چنين است، پروردگار تو گفته كه: اين بر من آسان است و تا او را نشانه اي براي مردم و رحمتي از سوي خويش كنيم؛ اين كاري است حتمي و شدني.»
ـ پس به او عيسي (ع) بار گرفت و باوي به مكاني دور بيرون رفت آنگاه درد زايمان او را به سوي تنه درخت خرمايي كشانيد؛ گفت: «اي كاش پيش از اين مرده بودم و به فراموشي سپرده شده بودم» پس (كودك) از زير او ندايش داد: «غمگين مباش، پروردگار تو از زير پايت جويي روان ساخت، و خرما بن را به سوي خويش بجنبان تا بر تو خرماي تازه چيده فرو ريزد؛ بخور و بياشام و چشم روشن دار و اگر از آدميان كسي را ديدي، بگو: «من براي خداي رحمان روزه (سكوت) نذر كرده ام و امروز مطلقا با هيچ انساني سخن نمي گويم».
پس مريم او را برداشته، نزد كسانش آورد؛ گفتند: «اي مريم، چيزي شگفت آورده اي. اي خواهرهارون، نه پدرت مرد بدي بود و نه مادرت زني بدكاره! » مريم به او اشاره نمود؛ گفتند: «چگونه با كودكي خرد كه در گهواره است، حرف بزنيم؟»
ـ (كودك) گفت: «من بنده خدا هستم، به من كتاب داده و پيامبرم گردانيده است و مرا هر جا كه باشم، با بركت ساخخته و تا زنده ام به نماز و زكات سفارش نموده و مرا به مادرم نيكوكار كرده و گردنكشي بد بخت نگردانيده است و درود بر من، روزي كه زاده شدم و روزي كه بميرم و روزي كه زنده برانگيخته شوم.
نبوت عيسي (ع):
ـ و چون عيسي با نشانه ها و دلائل روشن آمد، گفت: «همانا براي شما حكمت آورده ام (تا هدايت شويد) و تا برخي از آنچه را كه درباره اش اختلاف مي كنيد، برايتان بيان كنم، پس از خدا بترسيد و مرا پيروي كنيد. همانا خداي يكتا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستيد، اين است راه راست.»
ـ اما آن گروهها (فرق مسيحي) ميان خود اختلاف كردند؛ پس واي بر ستمكاران از عذاب روزي دردناك! آيا چشم به راه چيزي جز قيامت اند كه ناگهان بديشان فرا رسد در حالي كه بي خبرند؟ در آن روز دوستان، برخي دشمن برخي ديگرند، مگر پرهيزگاران.
حواريان:
ـ و چون عيسي كفر آنان را آشكارا دريافت، گفت: «چه كساني درراه خدا ياوران من اند؟»
حواريان گفتند:ما ياوران خداييم به خدا ايمان آورديم و گواه باش كه ما تسليم هستيم.
پروردگارا،به آنچه نازل كرده اي، ايمان آورده ايم و از اين پيامبر پيروي كرديم، پس ما را در شمار گواهي دهندگان بنويس.» پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كافر شدند. كساني را كه ايمان آوردند، بر دشمنانشان مدد كرديم تا چيره و پيروز شدند.
توطئه جهودان:
مرگ يا حيات عيسي (ع)؟
ـ آنها (براي كشتن عيسي) مكر كردند، خدا هم مكركرد و خدا بهترين مكر كنندگان است، آنگاه كه خدا گفت: «اي عيسي، من تو را بر مي گيرم و به سوي خود بالا مي برم و از (آلايش)) كافران پاكت مي سازم و تا روز قيامت آنان را كه از تو پيروي نمايند، فرادست كافران قرار مي دهيم سپس بازگشتشان به سوي من است و من در آنچه اختلاف مي كرديد، ميانتان حكم خواهم كرد....
ـ و (خدا جهودان را) به سبب كفرشان و تهمت بزرگشان برمريم و اين سخنشان كه: «ما مسيح – عيسي بن مريم، پيامبر خدا – را كشتيم.» و حال آنكه او را كشتند و نه بردار كردند، بلكه برايشان مشتبه شد و كساني كه درباره او اختلاف نمودند، بي گمان در ترديدتد؛ آنان را به حال او هيچ علمي نيست، تنها پيرو گمانند و به يقين او را نكشته اند، بلكه خداوند او را به سوي خود بالا برد و خدا پيروزمند و حكيم است هيچ يك از اهل كتاب نيست، مگر آنكه پيش از مرگش به او ايمان خواهد آورد و او در روز رستخيز بر (ايمان) آنان گواه خواهد بود.
ـ پس به كيفر ستمي كه يهوديان كردند، ...... چيزهاي پاكيزه اي را كه برايشان حلال شده بود، حرام كرديم..... و براي كافرانشان عذابي درد آور آماده كرده ايم؛ ولي راسخانشان در علم و آن مومناني را كه به آنچه بر تو و به آنچه پيش از تو نازل شده ايمان مي آورند، و همچنين برپا دارندگان نماز و دهندگان زكات و مومنان به خدا و روز واپسين را پاداش بزرگي خواهيم داد.
ـ همانا داستان عيسي نزد خدا مانند داستان آدم است؛ او را از خاك آفريد، سپس گفت: «بشو» شد. حق از پروردگار توست؛ پس از شك داران مباش
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|