یا علی گفتیم و عشق آغاز شد... |


تاريخ خستگي خود را با خميازه بزرگترين غار آذرين ايران به شيوهاي زيبا به نمايش گذاشته است. خميازهاي كه نشانگر گذشته پرنشيب و فراز روزگاران كهن، مردمان ديار شهربابک است. در همسايگي شهر دهج از توابع شهرستان شهربابک "غار ايوب" خسته از گذر زمان در دل كوه چنان خستگي از تن ميزدايد كه بزرگترين دهانه را با ۵۰متر طول و ۴۰متر ارتفاع به نمايش گذارده است. "ايوب" كوهي است در جنوب شرقي شهر"دهج" از توابع شهرستان شهربابک كه در شمار رشته كوههاي مركزي ايران قرار دارد. خنكاي هوا، منظرههايي دلانگيز و طبيعتي بكر، دل انسان را به سوي خالق يكتا سوق ميدهد و آن زمان كه سر را به نشانه شكر خداوندگار به آسمان بلند ميكني، شگفتي غار ايوب در دل كوهي به ارتفاع سه هزار و ۳۰۸متر بيشتر از پيش آدمي را به شگرف واميدارد. اينجا است كه زيباييهاي درون غار به وسوسه آدمي كمر ميبندد و انسان دوشادوش طبع كنجكاو و جستجوگر، خودش را در آستانه صعود به كوه ايوب ميبيند. در پايين كوه كه نقطه آغازين صعود به غار است سنگ بسيار بزرگي خودنمايي ميكند كه به سنگ بارانداز معروف است. نقل است كه مسافران بار خود را به كنار اين سنگ گذارده و براي صعود به غار خستگي ميستاندند. به نيمههاي راه كه ميرسي دهانه بزرگ غار بيش از پيش خود را به معرض نمايش ميگذارد، با وجود خستگي تلاش براي رسيدن به غار بيشتر ميشود و سرانجام در كمال حيرت خود را بر فراز كوه مييابي و اينبار قدرت نقاش چيره دست آفرينش را از ارتفاعات به نظاره مينشيني. نسيم خنک كه دست نوازش برصورتت ميكشد، به نوعي آدمي را به تماشاي جلوهگاه هنر سرانگشتان يار فرا ميخواند و اينجا ناگهان خود را در درون غاري بس زيبا مييابي. در گوشهاي از ديواره شرقي و از سقف شريان باريكي از آب سالهاي سال است كه دست نوازشش را بر سينه سخت سنگ ساييده و از آن صخرهاي لعل با ظرافتي بينظير به نمايش گذارده است. در پاي ديوار حوضچهاي كوچک قرار گرفته است كه تنها آب خنك و گواراي آن كه طنين صداي چكههايش در سكوت محض غار نت "زندگي" را سرميدهد ميتواند موجبات تجديد قواي مسافران خسته را فراهم آورد. كمي بالاتر و در سمت حوضچه جايگاهي هموار و صاف قرار دارد كه در مركز آن چالهاي هاونگ گونه كه به "هاونگ آرزو" مشهور است دير سالي است نجواي آمال خستهدلان را ميشنود. در جنوب غربي غار ايوب در دل ديواره نازكي از صخره، سوراخي دايره مانند با قطر اندكي وجود دارد كه به سوراخ "حلال و حرام" معروف است. و اينجا براي مسافران خسته در بين دو مكان فوق جايگاهي براي رفع خستگي است كه به "منزلگاه" معروف است. كمي بالاتر از آن جايي وجود دارد كه "بچه مهتابي" مينامندش، مردمان ديار شهربابک معتقدند شبهاي جمعه تعدادي كودك كه به بچه مهتابي معروفند در اين مكان قرآن تلاوت ميكنند. كمي آنطرفتر از جايگاه بچه مهتابيها جايي گود وجود دارد كه شبيه به ردپاي انساني با فيزيك بدني قوي است. مردم اين محل را به عنوان "گذرگاه حضرت يعقوب(ع)" ميدانند كه سالانه بيش از شش هزار زائر را به خود فرا ميخواند. شهرستان شهربابک با جاي دادن تاريخي كهن در خود داراي آثار تاريخياي همچون روستاي صخرهاي ميمند، غار ايوب، عمارت موسيخاني، خانه ميمندي و سالاري، قلعه مهرآباد، آتشكده آذربغ، مسجد و حسينيه شهر كهنه، حمام صخرهاي كرم، درياچه نمك و دشت زيباي سيليس، يكي از شهرستانهاي تاريخي استان كرمان به شمار ميرود.

آبدر دره اي است كه در 2۵ كيلومتري شمال شهربابک واقع شده است كه بعضي از روي خوش باوري آن را روستا مي نامند، در مورد نام آبدر مشهور اين است كه به علت داشتن آب زياد در گذشته كه از شمال آن جاري مي شده و از دهانه آن به در مي رفته و داشتن آب و هواي خوب به اين نام شهير بوده كه اكنون از آن فراواني آب در اينجا خبري نيست و خشكساليهاي پياپي در اينجا حيات را به سوي نابودي سوق مي دهد و زندگي در آبدر را به صورت جدي طاقت فرسا كرده است به طوري كه مهاجرت از اين روستا به شهر از اوايل دهه ي ۶۰ به بعد آغاز شده و هم اكنون جز چند پيرزن و پيرمرد كه اينها هم از سر ناچاري محكوم به ماندن شده اند ديگر اثري از حيات در خانه هاي ويران اين روستاخوانده، ديده نمي شود. ادامه تحصيل، شرايط بهتر زندگي در شهر، نداشتن درآمد كافي ، موقعيت كاري مناسب در شهر، نبود زمين كافي در آبدر، خشكساليهاي پي در پي از مهمترين علل مهاجرت مردم آبدر به كلان شهرها و شهرهاي اطراف كه مهمترينشان شهربابک است مي باشد، امروزه به علت نزديک بودن اين روستا به شهر و خلوت بودن آن، آبدر ناخودآگاه به يک مكان تفريحي تبديل شده است و عده ي زيادي از مردم شهر بخصوص در روزهاي تعطيل، ايام و مناسبتها به اين روستاي رها شده به حال خود روي مي آورند و حتي متاسفانه بعضاً شاهد بوده ايم كه طي چند سال گذشته خرابي و خساراتي توسط عده اي از گردشگران به باغات و درختان مثمر آنجا وارد آمده است تا آنجايي كه حتي حيات وحش آن نيز از اين زوال بي تاثير نبوده است از جمله آتش زدن بوته ها و درختان و حتي شكستن شاخه هاي درختان، چيدن گلها و گياهان دارويي كه البته بصورت بي رويه انجام مي پذيرد و شكار حيوانات وحشي از جمله كبک و بز كوهي كه در آستانه انقراض در اين منطقه است مي باشد، باري اينها تنها گوشه اي از مشكلاتي است كه آبدر و هر آنچه در آبدر است را با تهديدات جدي مواجه كرده است و بايد راه حل جدي اين مسائل و مشكلات را چاره انديشي كرد ...
برگرفته از وبلاگ آبدر
ايوب نام كوهي است با ارتفاع ۳۳۰۸متر كه در جنوب شرقي شهر دهج شهربابک در استان كرمان واقع شده است. اين كوه جزو رشته كوههاي مركزي ايران ميباشد و ساختار آن از نوع داسيت ـ اندزيت مربوط به عهد پليو پليستوسن از دورههاي زمين شناسي ميباشد. در قسمتي از اين كوه غاري واقع شده كه به غار ايوب شهرت دارد و زيارتگاه بسياري از مردم از نقاط مختلف كشور است. در درون اين غار محلي گود شبيه به رد پاي انساني با فيزيک بدني قوي وجود دارد كه مردم آن را منتسب به رد پاي حضرت ايوب ميدانند. وجود اين رد پا عاملي براي جذب معتقدين به اين غار است. اين غار از اواخر فصل بهار كه هوا به تدريج گرم ميشود تا پايان تابستان با عظمت و شكوه خاص خود به محلي براي جذب دوستداران طبيعت و مشتاقاني از شهرها و روستاهاي همجوار براي تفريح و زيارت تبديل ميشود. آمار موجود بيانگر آن است كه ماهانه ۶هزار نفر از اين غار ديدن مي كنند. دهانه بسيار بزرگ غار در نيمههاي كوه در ارتفاعي بالاتر قرار دارد. در گوشهاي از ديواره شرقي و از سقف، شريان باريكي از آب ،سالهاي سال دست نوازشش را بر سينه سنگ سائيده و از آن صخرهاي لعل با ظرافتي بينظير بوجود آورده است. در پايين اين ديواره حوضچهاي كوچک قرار دارد كه اين آب در آن جمع ميشود. كمي بالاتر در سمت حوضچه جايگاهي هموار و صاف قرار دارد كه در مركز آن چاله كوچک هاونگ مانندي وجود دارد كه نام هاونگ آرزو بر آن نهادهاند. جايگاهي نيز براي استراحت زائران وجود دارد كه در زمانهاي نه چندان دور براي اتراقهاي شبانه استفاده ميشد ولي در حال حاضر فقط براي استراحتهاي كوتاه مدت استفاده ميشود. حدود ۱۵۰متر بالاتر از منزلگاه، زيارتگاه و جايگاه بچه مهتابيها قرار دارد. براي رسيدن به جايگاه زيارت نردباني نصب شده است كه زائران براي زيارت بايد از آن بالا بروند. در ارتفاعي پائين تر از اين جايگاه در سمت راست محلي است كه گفته مي شود شبهاي جمعه تعدادي كودک كه به بچه مهتابي معروفند قرآن ميخوانند و افراد معتقدند ميتوانند صداي اين صوت را بشنوند. شهرستان شهربابک داراي مساحتي حدود ۱۰هزار و ۵۲۴كيلومتر مربع است. اين شهرستان در طول جغرافيايي ۵۵درجه و ۷دقيقه و عرض ۳۰درجه و ۷ دقيقه شمالي قرار گرفته است و ارتفاع آن از سطح دريا ۱۸۲۴متر است.

عمارت موسيخاني يكي از جاذبههاي زيباي گردشگري شهرستان شهربابک، از نظر موقعيت مكاني در خيابان شريعتي و در محله سفلاي اين شهر قرار دارد. از مكان تاريخي در گذشته به عنوان ساختمان فرمانداري استفاده ميشد اما هماينك ساختمان ميراث فرهنگي و موزه مردمشناسي است. اين بنا از جمله ابنيه مسكوني اعياني و حاكمنشين شهربابک بوده كه از دو بخش اندروني و بيروني تشكيل شده و به صورت حياط مركزي ميباشد. ورود به اندروني بنا از جبهه جنوبي امكانپذير است بدين نحو كه در پشت سر در هشتي واقع شده كه با ۹۰درجه زاويه و گذشتن از دالاني طولاني به حياط خانه راه مييابيم. در ضلع شمالي حياط مركزي، ايوان در محور باريكهها وسه دريها در طرفين آن به صورت قرينه واقع شدهاند. در ضلع جنوبي بنا، با توجه به موقعيت زمين صرفا طاقنمايي ايجاد شده است. در ضلع شرقي و غربي نيز، پنج دري و در طرفين آن راهروها و سهدري به صورت قرينه قرار دارند. در بخش مياني حياط مركزي فضاي اندروني حوض بزرگ مستطيل شكلي وجود دارد كه پيرامون آن را باغچهها در برگرفتهاند. در منتهياليه ضلع غربي بنا و در پشت پنج دري ايوان، فضاي بيروني قرار دارد. اين بخش از بنا نيز فضاي مستطيل شكل مجزايي است كه در اضلاع شمالي جنوبي و غربي آن در امتداد ديوار، طاقنماهايي در ارتفاع پايينتر ايجاد شده است. در جلوي اين بخش از بنا حوض بزرگ ديگري وجود دارد، ورود به اين بخش از بنا نيز در ضلع شمالي حياط و از ميان طاقنماها امكان پذير است. بناي باعظمت عمارت موسي خاني از جمله بناهاي دوران قاجار است كه توسط موسيخان پسر شيخالله ساخته شده است. شايد بتوان يكي از دلايل اهميت بناي زيباي موسيخاني را تزيينات آن دانست كه به صورت گچبري و سيم در بخشهاي مختلف نماي ساختمان اجرا شدهاند. از مهمترين تزيينات گچبري اجرا شده در اين بنا ميتوان به نقوش حيواني (كبوتر)، نقوش گياهي(سرو، گل و بوته) و نقوش هندسي(شمشه و قاب بندي) اشاره كرد. اين عمارت سال ۱۳۷۲توسط فرمانداري و برنامه پيشنهادي و نظارت ميراث فرهنگي مورد مرمت قرار گرفت. طي اين اقدام عمليات پيچيني، كفسازي ، آجركاري، برق كشي و مرمت تزيينات انجام شد و در حال حاضر عمليات محوطهسازي در حياط اصلي آن در دست اقدام است.
![]()
این عمارت منسوب به موسی خان فرزند حاج محمد علی محمودی از حکام شهربابک است. کار بنای آن بر اساس شواهد و قرائن موجود از سال 1265 قمری شروع و در سال 1270 قمری پایان یافته است. یعنی 158 سال قبل ساخته شده است و مساحت کلی آن با باغش بالغ بر 7000 متر مربع و مساحت زیربنای آن که در دو طبقه است 2300 متر مربع می باشد. معماری این ساختمان بطور کلی سه بخش دارد و در مجموع دارای 60 باب اطاق می باشد که با کیفیت زیبایی طراحی و ساخته شده است. بخش اصلی ساختمان در سمت شمال زمستانی، بخش دوم در غرب آن چهار فصل و بخش جنوبی تابستانی است و در وسط هر بخش از ساختمان یک هشتی با وسعت 50 متر مربع وجود دارد و اندازه اطاقها متفاوت به وسعت 7×4 و از 6 متر تا 60 متر مربع مختلف است. از مشخصات دیگر این ساختمان آن است که در بخش غربی که رو به آفتاب می باشد بادگیر بلند و وسیعی ساخته شده که در تابستان تمام بخش
ساختمان را خنک می کرده و در بخش شمالی نیز دو بادگیر کوچک در دو طرف هشتی بوده که بعدها به سنگر تبدیل شده و اما حیاط ساختمان آجر فرش با حوضی در وسط آن به اندازه 18×5 متر است که با سنگهای مخصوص لبه دار تراشیده شده است آب جاری از وسط آن می گذشته است. دیوارهای حیاط با شمشه گچبری بوده و سطح آن کاهگل ظریفی داشته است. جلوی بخش سوم و جنوبی باغی با درختان بسیار و دیوارهایی به ارتفاع هشت متر وجود داشته که پنج متر آن 150 سانتی متر ضخامت و چهار متر بالای آن 70 سانتی متر بوده و بعدها در گوشه های دیوار باغ سنگرهایی ساخته شده است. در قسمت جنوبی ساختمان حوض وسیع 250 متری بوده که بخشی از آب، آشپزخانه را دور می زده که این آب همیشه جاری بوده و از قنات شهر تامین می شده است. مصالح ساختمان اغلب خشت خام بوده مگر برخی از قسمتهای سقف اطاقها و فرش حیاط که آجر است. تمامی دربها چوبی و دربهای هشتی با ریزه کاری منقش و ظریف همراه بوده است. این بنای زیبا در محله سفلی در خیابان شریعتی واقع شده است.
![]()
تا شود شاد شیده از بهرام شهربابک به شیده داد تمام (نظامی)
در مورد سابقه تاريخي شهربابک و قدمت و بناي آن بايد گفت تا قبل از حدود سال ۲۱۰ ميلادي و پيش از روزگار ساساني اطلاع چنداني در دست نيست اما نكته مسلم آن است كه قدمت تاريخي شهربابک به قبل از روزگار ساساني كه اطلاعات مختصري از آن در دست داريم مي رسد . در مورد اين اطلاعات بايد به آثار باستاني اطراف شهربابک همچون نام توابع و روستاهاي آن مانند مهرگرد٬ شمشيرگرد٬ روزبه آباد٬ بوذرجمهر ٬ كوشک مردان٬ و كوشک برزي و ديگر نامهايي كه از دوران باستان به يادگار مانده و همه نامهاي وزراء و سلاطين ايراني دوران ساساني را بر خود دارند و همچنين مي توان به آثار و آتشكده ها و قصرهايي كه در اطراف شهر باقي مانده اشاره كرد . علاوه بر اينها براي بيان قدمت تاريخي شهربابک قبل از روزگار ساساني بايد به سابقه روستاي تاريخي ميمند اشاره كرد . زيرا بسياري از مورخين و باستان شناسان سابقه بناي اين قريه را به قبل از تاريخ نسبت مي دهند ولي آنچه مسلم است بايد روزگار قدرت و شهرت اين شهر را به دوران ساساني و از هنگام به قدرت رسيدن بابک بوسيله اردوان پسر نرسي كه او را به حكومت شهربابک منسوب كرد نسبت داد . بنا براين از اين هنگام ( يعني از حدود سنه ۱۹۰ ميلادي ) بابک به تجديد بناي شهربابک پرداخت ٬ چنانكه آقاي تقي زاده در گاهشماري خود مرگ بابک را حدود سال ۲۲۳ ميلادي نوشته است . در هر حال در روزگار ساسانيان چنانكه از بررسي تاريخ به دست مي آيد شهربابک شهري قابل توجه و در خور ملاحظه ي حكومتها بوده است ٬ خصوصاْ كه بابک سمت روحاني هم در دين زرتشت داشته و از اين تاريخ يعني دوران حكومت بابک ٬ شهربابک مركز دارالحكومتي ساساني قرار گرفت و رونقي بسزا يافت و چون شاهان ساساني پس از آباداني هر شهري نام خود را بر آن مي نهادند از اين پس شهربابک بدين نام خوانده شد كه هنوز هم باقي است . و اما در مورد نام و وجه تسميه شهربابک چنانكه گذشت چون حكومت شهربابک به بابک سپرده شده و وي به آباداني آن همت گماشت نام خود را بر آن نهاد و شهربابک خوانده شد كه امروز بسياري از مورخين و محققان اين نكته را تائيد مي كنند . مثلاْ علي اكبر دهخدا در لغت نامه خود مي نويسد : شهربابک شهري است كه به بابک پدر اردشير مؤسس سلسله سلاطين ساساني منسوب است و از توابع كرمان شمرده شده و هنوز باقي است . و يا حمدالله مستوفي در كتاب نزهةالقلوب خود مي نويسد : شهربابک منسوب به بابــک جد مادري اردشير بابكان بوده از اقاليم سيمّ بوده و از شيراز تا شهربابک شصت و هفت فرسنگ است . موقعيت شهربابک در دوران حكومت ساساني، "تاشود شاد شیده ازبهرام شهربابک به شیده داد تمام" اين بيت نظامي بيانگر شهرت و آوازه پر رونق شهربابک در آن زمان بوده است . شهري نيكو ٬ پر رونق و زيبا ٬ اما در اينجا اين سؤال مطرح است كه چرا شهربابک در موقعيت حكومتي آن زمان قابل توجه و اهميت بوده و چرا بابک به حكومت آن منسوب شد؟ در اين مورد بايد بگوئيم كه مادر بابک از خاندانهاي قدرتمند حكومتي آن زمان بوده و شهربابک هم منطقه اي بود در مجاورت فارس مركز حكومتي آن زمان و در گذرگاه و محل عبور فارس به كرمان و سيستان كه در اين گذرگاه منطقه اي آبادتر و كوتاهتر از شهربابک به فارس نبود ٬ بنا براين نرسي به سبب اين موقعيت حكومت شهربابک را به بابک داد تا هم موقعيت خود را مستحكم كند و هم سرحدات و متصرفات خود را ايمن سازد ٬ زيرا بابک داراي موقعيت خوبي در ميان روحانيون زرتشتي بود و پس از بابک نيز پسرش اردشير از شهربابک به توسعه متصرفات خود پرداخت و كرمان را متصرف شد . با توجه به آنچه گفته شد شهربابک در روزگار ساساني داراي موقعيت ويژه ارتباطي و تجاري در سرحدات فارس به كرمان و سيستان بود كه علاوه بر اينها محل ييلاقي و شكارگاهي مناسب براي اعيان و شاهزادگان محسوب مي شد . چنانكه بهرام گور پادشاه معروف ساساني شكار گاهي در حوالي شهربابک داشته و امروزه در مجاور روستاي استبرق محلي معروف به گود بهرام داريم كه معروف است و بهرام در مجاورت همين منطقه يعني سرحدات فارس و در قطروئيه كه امروز از توابع ني ريز است دژي بزرگ داشته و امروز هم بقاياي آن بنام قلعه بهرام معروف است "
ايوب نام غاري است كه نقش زيارتگاهي دارد و دركوهي به همين نام درجنوب شهر دهج واقع شده است .اين غار از اواخر فصل بهار كه هوابه تدريج گرم مي شودتا پايان تابستان كه هوا به تريج خنك مي شود با عظمت وشكوه خاص خود پذيراي دوستداران طبيعت ومشتاقان خود ازشهرها وروستاهاي همجوار خود براي تقريح وزيارت مي شود .همين نكته باعث شده تا درمحيط طبيعي وفرهنگي واقتصادي شهر دهج وآباديهاي تابع آن اثرات مثبت ومنفي زيادي داشته باشد.
هرساله تعداد زيادي ازمردم شهرهاي اطراف نظير: انار،شهربابك ، رفسنجان ، كرمان ، سيرجان ، يزد ، مهريز، هرات ، مروست ، خبر،جوزم و ديگر مناطق بنا به اعتقادشان براي زيارت اين غار در اين فصل به اين منطقه مسافرت مي كنند.اعتقاد براين است كه حضرت ايوب مدتي در اينجا زندگي نموده كه امروزه اثر آن به صورت رد پاي آن حضرت برسينه صخره اي غار برجاي مانده است.
كوه ايوب كه غار ايوب در آن قرار دارد در جنوبشرقي شهر دهج با ارتفاع حدود 3200 متر در منطقه كوهستاني دهج كه جزو كوههاي رشته مركزي ايران است قرار دارد.ساختارسنگ شناسي اين كوه از نوع داسيت - آندزيت مربوط به عهد پليو - پليستوسن ازدوره هاي زمين شناسي است .اين نوع از جنس سنگها بيانگر آذرين بودن آنها است .
مشخصات غار ايوب دهانه بسياربزرگ غار درنيمه هاي كوه درارتفاعي بالا قرار دارد .درگوشه اي از ديواره شرقي واز سقف شريان باريكي از آب سال هاي سال دست نوازشش را بر سينه سخت سنگ سائيده واز آن صخره اي لعل با ظرافتي بي نظير بوجود آورده است .درپاي اين ديواره حوضچه اي كوچك قرار دارد كه اين آب درآن جمع مي گردد .آبي بس خنك وگورا به خصوص براي تشنگاني كه خسته ازكوه پيمايي به اين مكان مي رسند .با نوشيدن جرعه اي از اين آب خستگي راه را از تن بيرون مي نمايند.
كمي بالاتردرسمت حوضچه جايگاهي هموار وصافي قرار دارد كه درمركز آن چاله كوچك هاونگ مانندي وجود دارد به نام هاونگ آرزو معروف است .اعتقاد براين است كه اگر آرزومندي نيت نموده وقطعه اي سنگ را در داخل آن پرتاب نمايد، اگر سنگ بعد از برخورد مستقيم به بالا وخارج از هاونگ پرتاب شد ، آرزوي نيت شده برآورده خواهد شد.
درسمت جنوبغربي غار در دل ديواره نازكي ازصخره سوراخي دايره مانند با قطر كمي وجود دارد كه به سوراخ حلال و حرام مشهور است .مشهوراست كه فقط حلال زاده ها مي توانند از آن عبور كنند. بدين گونه كه شخص با سر وبه صورت خوابيده سعي مي كند از آن عبور كند .
دربين دومكان فوق (حوضچه و سوراخ حلال وحرام) جايگاههايي براي نشستن واستراحت زائرين خسته است كه منزلگاه ناميده مي شود .دراين مكانها محل استراحت ، نماز گذاردن ، نهار وشام خوردن است .البته در زمانهاي نه چندان دور بيشتر براي اتراق شبانه استفاده مي شد ولي امروزه اين كاركرد منزل گاه رو به تضعيف است .امروزه بيشتر براي استراحت كوتاه مدت وعبادات استفاده مي شود .
حدود 150 متر بالاتر از منزلگاه زيارتگاه وجايگاه بچه مهتابي ها قراردارد.درمحل زيارتگاه محلي گودشده شبيه به ردپاي انساني با فيزيك بدني قوي وجود دارد كه آن را منتسب به حضرت ايوب مي كنند .به واقع عامل جذب معتقدين به اين همين مكان است. براي رسيدن به جايگاه زيارت نردبان نصب شده كه زائر از آن بالا مي رود وزيارت مي نمايد .در مقابل آن جايگاهي براي نماز گذاردن است كه 2يا 3 نفر همزمان مي توانند در آن نماز بگذارند .درارتفاعي پائين تر ازاين جايگاه درسمت راست (غرب آن ) محلي است كه گفته مي شود شبهاي جمعه تعدادي كودك كه به بچه مهتابي معروفند قران مي خوانند وافراد معتقد مي توانند بشنوند.
درسمت راست ورودي غار درارتفاع ديواره قسمتي توخالي است كه بايستي با نردبان به آن دست يافت .ياغيان درزمانهاي دوردر جلوي آن ديواري ساخته بودند كه انها را در مقابل دشمنان ورقبايشان وسرما وگرما محفوظ نگه مي داشت .
درپايين كوه كه نقطه آغاز صعود به غار است سنگ بسياربزرگي وجود دارد كه به سنگ بارانداز معروف است .زيرا زائرين مي توا نند با وسايل حمل ونقل قديمي يامدرن فقط تا كنار اين سنگ بيايند وبقيه راه را مجبورند پياده طي كنندتا به مقصود خود برسندكه چيزي حدود يك ساعت زمان مي برد. لذا دراينجا باربنه خودرا پايين آورده واتراق مي كنند.افرادي كه بهر علت نمي توانند بالا بروند در همين مكان مي مانند به همين دليل اين سنگ به بار انداز معروف است .
آن زمان که طبيعت بر انسان حکومت ميکرد، آن زمان که آبها بي هيچ مانعي راه خود را در عمق درهها هموار مي ساختند و به پيش ميرفتند، درختان وحشي و خودرو دشت ها و دامنهها را بستر گسترش و رشد و نمو خود ساخته بودند ، بادها بي هيچ مانع مصنوع در هوا ميغريدند و با سايش کوهها و درهها ، ابرها را ميراندند و غرش رعد و برق صاعقه لرزه بر تن هر جنبنده ميانداخت ، انسان سرسخت در پي چارهاي شد که از گزند باد و باران، حيوانات درنده وحشي و ازسرما و گرماي طاقت فرسا او را رهايي دهد .
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بلاگرhttp://babakzamin.blogfa.com/ ادامه ميدهد: مسلم بود که بهترين راه حل پناه برده به آغوش طبيعت بود . فضايي که بتواند خود و خانواده و همچنين دامهايش را در آنجا ايمن سازد . به همين دليل به دل کوهها پناه برد. نخست از غارهاي طبيعي جهت اين امر استفاده کرد .
کمکم درب ورود به غار را مسدود نمود و سپس بر آن شد که فضاهاي بيشتر و بزرگتري در دل کوهها ايجاد نمايد و با گسترش سکونتگاه و استقرار در جوار يکديگر توانست به نيازهاي اجتماعي خود پاسخ گويد و چنين بود که ميمند روستاي کنده شده در دل کوه بوجود آمد و ساليان سال با پناه در آغوش کوه به زندگي خود ادامه داد .
اين روستا به آن دليل که حجم کالبدي بيروني نداشت، هيچ يک از عوامل فرساينده طبيعي از جمله سيلابها ، زلزله ، باد و باران و برف با گذشت زمان آسيب جدي بر آن وارد نياورد. همچنين با توجه به بستر سخت طبيعي انسانها نيز نتوانستند دخل و تصرفي در آن داشته باشند و تا حد زيادي بکر و دست نخورده باقي ماند.
بنابراين ميتوان گفت روستاي تاريخي ميمند ميراثي گرانبهاست که در حال واقع شده است و نشانگر تاريخ و تمدن کهن اين سرزمين است. بديهي است که ميبايست تا حد امکان از آن حفاظت به عمل آيد .
به همين دليل سازمان ميراث فرهنگي وظيفه خود دانسته که براي حفظ اين اصالتها و ارزشها تلاش نموده و هرچه بيشتر و بهتر به معرفي آن بپردازد . در اين راستا پروژه بزرگ روستاي تاريخي ميمند طور رسمي شروع به برنامه ريزي و هدايت عمليات اجرايي و تحقيقاتي مربوط به حفاظت روستا را آغاز نمود.
يكي از چهارروستاي ثبت شده ايران در يونسكو، روستاي ميمند در ۳۴ كيلومتري شهربابك است. اين روستاي صخره اي يكي از باستاني ترين سكونتگاههاي بشر در ايران وجهان است.
بناي اين روستاي صخره اي به هزاران سال پيش از ميلاد مسيح و حدود دوهزارسال قبل از تولد زرتشت در ايران برمي گردد. يعني زماني كه مردم ايران مهرپرست بوده اند ومردگان خود را در زمين دفن نمي كردند بلكه آنها را درون دخمه هايي كه در كوهها مي كندندجا مي دادند. بنا به اظهار شفاهي تحصيل كردگان ميمند، تاريخ اصلي ميمند ۳۰۰۰ تا ۱۲هزار سال پيش است. آنهامي گويند سنگ نوشته اي در هفت يا هشت كيلومتري ميمند است كه اين تاريخ بر روي آن حك شده است. ميمند با داشتن خانه هايي در دامنه تيغه هاي سنگي و كوچه هاي متصل به يكديگر در دل كوه جاذبه توريستي دارد. برخلاف ساير روستاههاي قديمي، ميمند به همان شكل قديمي باقي مانده است و نمايشي از ابتدايي ترين شكل زندگي بشر مي باشد.
معماري خانه هاي ميمند به دليل نوع ساخت از عجايب موجود در جهان بوده و نشان هنرمندي و سختكوشي مردم اين روستا است. تقريباً تمام بناهاي عمومي از قبيل حمام، مسجد، مدرسه و منازل مسكوني ميمند در دل كوه كنده شده اند، خانه ها داراي چنداتاق تودر تو و فاقد نورگيري است ونورگيري بناي حمام از طريق منافذي كه به عنوان پنجره تعبيه شده اند صورت مي گيرد. قريب سيصدكوچه در روستاي ميمند در دل سنگ فرو برده شده است. اين روستاي صخراي واقع آسمانخراش مورب است كه هزاران سال پيش در دل كوه كنده شده است. عبور از كوچه هاي سنگي ميمند گذر از قلب تاريخ كهن اين سرزمين مي باشد.
در ميمند دژي مركب از دخمه ها وجود دارد، با حدود چهارصد متر مربع وسعت و با ۱۵ اتاق سنگي دايره اي شكل. بدون سقف اين مكان ظاهراً محل دفن مردگان بوده است چرا كه استخوانها به همراه با اشياي ديگر در آن كشف شده است. از ديگر ديدنيهاي بسيار زيبايي ميمند مسجد اين روستا است.
خانه هاي قديمي روستا مانند مناره هايي در دل كوه كنده شده اند. جنس كوه از سنگهاي رسوبي سخت است و اتاقهايي كه در آن كنده شده اند بسيار مستحكم مي باشند. در اين خانه هاي مناره اي شكل اتاقها و پستوها داراي راهرو و ستون هستند و معماري روستايي ويژه اي را به نمايش مي گذارند و ناحيه استقرار انساني درنواحي مركزي ايران محسوب مي شوند.
ميمند جايي است كه تاريخ در آن ورق نخورده است و قرنها زندگي مردم عادي براي كساني كه به تاريخ علاقه مند هستند، قابل لمس و درك است و به قول يكي از پژوهشگران اگر به روستاي ميمند با فاصله اي كمتر از نيم كيلومتر نگاه كنيم به نظر مي رسد تاريخ را از درون استوانه اي عميق به نظاره نشسته ايم و اين استوانه آنقدر هيجان انگيز است كه ما راهر چه حريص تر به درون خود مي خواند و غرق تاريخمان مي گرداند.
(برگرفته از نوشته جناب ایلیاتی)
اگر بخواهیم از دیگر مواد غذایی که خاص این منطقه میباشد ، نام ببریم میتوان از "قرمه" نام ببریم که آن هم بر روش خاصی فراهم گردیده و مهیا می شود.در زمانی که نه از یخچال و برق اثری بود و نه این امکان وجود داشت که در فصل زمستان به گوشت تازه دسترسی پیدا کنند راه چاره این بود که قرمه کنند.گوسفندانی را که در طول فصل تابستان بعنوان پرواری نگهداشته بودند در اواسط فصل پاییز ، سر بریده و پس از اینکه پوست آنها را برای ساختن مشک به صورت خیکی میکندند، لاشه ها را تمیز میکردند و در سایه دایمی خروجیها و یا دالانها و راهروها از سقف می آویختندتا برای یک شب ،بقول معروف در اثر سرما لاشه ها ببندند. که این لاشه ها را قبل از طلوع آفتاب کاملا خرد کرده و قیمه قیمه میکردند.سطل(به کسر"س"وفتح"ط"وسکون"ل") را روی آتش گذاشته و گوشتها و استخوانها و چربیها را با هم در داخل آن میریختند و زیر آن را آتش میکردند و مقداری نمک هم به آن اضافه کرده و متناسب با مقدار گوشت مقداری آب نیز به آن می افزودند.کم کم چربیها به صورت مایع در آمده و داخل آب موجود در داخل سطل پراکنده میشوندکه به این حالت"اوغونی شدن "قرمه میگویندو در این زمان نان های محلی را داخل ظرف انداخته و پس از چند دقیقه بیرون آورده و به همراه مقداری از لقمه های گوشت های نیم پز بر سر سفره می نهادند تا اهل منزل و تمامی افراد حاضر مورد استفاده قرار دهند .با حرارت آتش کم کم تمامی آب موجود در سطل بخار شده و به اصطلاح"گوشتها به روغن می نشینند"و دراین زمان با استفاده از "بهره"(فتح"ب")(وسیله ای فلزی به شکل کفگیرهای فعلی با دسته ای بلند که انتهای دسته آنرا آن را قطعه چوبی زده بودند تا دستشان نسوزد) مرتب گوشتها را به هم میزدند تا به ته سطل نچسبد. پس از اینکه گوشتها کاملا پخته شدند و آب موجود در آنها به حداقل ممکن کاهش یافت( علامت آن این بود که قورمه ها کف میکردند) قرمه آماده میشد.این قرمه را داخل شکمبه گوسفند که کاملا تمیز کرده بودند ،ریخته و در آنرا محکم می بستند و در گوشه ای خنک قرار داده و در طول فصل زمستان مورد استفاده قرار می دادند. در ضمن استخوانهای موجود در داخل قرمه را قبل از ریختن قرمه در داخل شکمبه گوسفند ،جدا کرده و به صورت جداگانه ای نگهداری میکردند تا مورد استفاده قرار دهند.به این روش قرمه کنی"قلیه کنی" هم گفته میشود.
این قورمه در پخت اکثر غذاها مورد استفاده قرار گرفته و خود نیز به عنوان یک غذا مصرف می شود.لازم است که قورمه به صورت قرمه(ضم"ق" )خوانده می شود.
(برگرفته از نوشته ایلیاتی)
محصول لبني بسيار خوشمزه ايست كه در اين شهرستان توليد ميشود ، دوغی که جوشانیده میشود حاصل از شیر میش و بز است که ماست آن در داخل مشکهایی که از پوست( فقط گوسفند) ساخته شده اند به کمک دست زده شده و کره(مسکه،به فتحه "م" ) آن گرفته میشود و دوغ حاصل را در داخل ظرف مسی بزرگی(سطل، به کسر "س" و فتح "ط"و سکون"ل") میریزند و با آتش کم کم حرارت میدهند.
در حین جوشانیدن دوغ با استفاده از "شپو"( ،فتح"ش"و سکون"پ"وصدای"او"،که بر شاخه های بوته های بیابانی که چوب محکمی دارند ،دسته ای از چوب میبندند که مشابه جاروی رفتگران میشود.) اقدام به همزدن دوغ کرده و از سررفتن آن جلوگیری میکنند و این کار را تا غلیظ شدن دوغ ادامه .که "طردوغ"(به کسر"ط"وسکون"ر") گفته می شود .که پس از سرد شدن به آن داروهای گیاهی مثل قلمفر(میخک)، سیاهدانه،شمبری، به ضم"ش"(تخم شنبلیله) که بایستی بوداده شوندو به همراه نمک، داخل مشکهای اسپاری ریخته شده و مشکها را روی مشکدانی میگذارند. (با روی هم گذاشتن بوته های بیابانی خاص(که مخصوص این منطقه است )به شکل دایره وار مشکدانی را درست میکنند. برای مدت (حدود دوماه )مشکها را روی این بوته ها قرار داده و در طول مدت روز روی آنها را با فرشهای مخصوصی که از ضایعات پارچه و لباس میبافند،می پوشانند که به آنها ( "مخشیف"،به فتح"م") گفته
میشود و در شب نیز روی مشکها را بر میدارند تا مشکها خنک بمانند و در این مدت به مشکها دوغ و یا ماست نیز اضافه میکنند تا که اسپار برسد.لازم به ذکر است که در طول این مدت نمک اضافی موجود در اسپار به همراه مقداری از آب موجود در اسپار از بدنه مشک به بیرون نفوذ پیدا کرده و باعث میگردد که اسپارکاملا خوشمزه ودلچسب گردد.و این ماده غذایی بی نظیردر طول فصل سرما بر سر سفره اکثر در مردم این دیار چشم میخورد.
نوش جانتان باد
ايران كشوري است كه جاذبههاي گردشگري آن بنا بر اظهارنظرهايي كه جهانگردان و بازديدكنندگان از آن داشتهاند، هر گردشگري را به وجد آورده است. جدا از جاذبههاي تاريخي كه در نوع خود در سطح جهاني بينظير هستند، وجود برخي موهبتهاي طبيعي چون روستاهاي تاريخي و شگرف، هر كدام در نوبه خود ميتواند توريسم اين كشور را با تحولي بزرگ روبرور سازد. موهبتهايي كه اگر تنها قليلي از آن را كشورهاي ديگر داشتند، با شتابي كه اكنون در برنامهريزيهاي توريسم آنها به چشم ميخورد، معلوم نبود كه با صنعت گردشگري چه ميكردند . روستاي ميمند واقع در استان كرمان تنها يك نمونه از اين جاذبههاي گردشگري است . اين روستاي باستاني كه با شماره 4135 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده، از معدود موارد معماري صخرهاي است كه به شكلي گسترده در تمامي ساختار روستا استفاده شده است. نمونههاي معماري صخرهاي هرچند كه در ديگر كشورها نيز به طور معدودي به چشم ميخورند؛ اما هيچكدام جاذبههاي فرهنگي، تاريخي و گردشگري ميمند را ندارند. به عنوان نمونه مهمترين شاخصه اين روستا در مقايسه با مواردي چون دهكده كاپادوكيهي تركيه، مسكوني بودن واحدهاي صخرهاي ميمند است كه اين خصوصيت در سايتهاي مشابه ميمند كمتر به چشم ميخورد. به عبارت ديگر زندگي هنوز معنا و بافت خود را در ميمند از دست نداده است.
به لحاظ جغرافيايي؛ ميمند در نزديكي شهربابك قرار گرفته است. همچنين خانههاي اين روستا مانند روستاي كندوان آذربايجان شرقي در حفرههايي كه در دل كوه تعبيه شدهاند، بنا شده است.
در ميمند 374 حفره در دل كوه كندهكاري شده كه هم اكنون به دلايل مختلف تعدادي از آنها از سكنه خالي شدهاند.
در درون خانههاي ميمند كه در يك حفره جاي گرفتهاند؛ خانه، فضاهاي مسكوني،اتاقهاي پذيرايي، انبار و ديگر بخشهاي مرتبط با خانه قرار دارند.
با استناد به تحقيقيات انجام شده و مقايسه اين روستاي شگرف ايران با همتايان مشابه خود؛ به يقين روستاي ميمند يكي از باستانيترين و قديميترين زيستگاههاي بشري است كه از هزاران سال پيش به حيات خود ادامه ميدهد و اكنون نيز قادر است تا به يكي از بينظيرترين جلوهها و روستاهاي گردشگري ايران و حتي تبديل شود.
اهميت كندهكاري در ميمند زماني آشكار ميشود كه بدانيم خانههاي قديمي اين روستا مانند منارههايي در دل كوه كنده شدهاند. جنس كوه از سنگهاي رسوبي و سخت بوده و اتاقهايي كه در آن كنده شدهاند، بسيار مستحكماند كه با توجه به ابزارهاي آنزمان، اين امر بسيار حايز اهميت است و معماري روستايي ويژهاي را پيش روي گردشگران و بازديدكنندگان به نمايش ميگذارد.
واحدهاي سكونتي اين روستا دست ساز بوده و در زير يك لايه رسوبي كنده شدهاند و هر واحد آن بر حسب موقعيت، داراي تنوع زيادي است.
اين تنوع و جذابيتها را كساني در عالم واقعيت درك ميكنند كه اين روستاي زيبا را از نزديك ديده باشند.
ميمند آنقدر زيباست كه وصف آن بينظاره ممكن نيست. به واقع ميتوان گفت كه ميمند، موازي تاريخ است، ميمند همزاد تاريخ و حتی قطب تاريخ است. به قول يكي از پژوهشگران: اگر به روستاي ميمند با فاصلهاي كمتر از نيمكيلومتر نگاهي بيافكنيم، به نظر ميرسد كه تاريخ را از دوران استوانهاي عميق نظاره ميكنيم. اين استوانه آن قدر هيجانانگيز است كه ما را هر چه حريصتر به درون خود ميخواند و غرق نشته تاريخمان ميگرداند. به عبارت ديگر نظر به ميمند يعني نظر به تاريخ و قرنها زندگي مردم عادي به صورت قابل لمس و درك براي كساني كه به تاريخ و گذشته و مسائل آن علاقمند هستند.
ميمند، جايي است كه تاريخ در آن ورق نخورده است؛ ولي تاريخ پر از ابهام.
ميمند هر چند كه جزو ديدينيترين نقاط كرمان و حتي ايران به شمار ميآيد؛ اما با تاسف 2 دهه انزواي صنعت گردشگري باعث شده تا اين روستاي تاريخي، به لحاظ استانداردهاي گردشگري هنوز به مرحله رشد و بالندگي خود نزديك نشود. اما به تازگي براي توسعه گردشگري ميمند قرار شده كه طرح جامع گردشگري استان كرمان با انتخاب روستاي تاريخي ميمند، در اين منطقه اجرا شود.كليه فضاهاي معماري اين مجموعه مشتمل بر حمام، حسينيه، مسجد و ... بيش از 500 واحد مسكوني با دستان هنرمند و سخت كوش ساكنان آن به گونهاي شگفتانگيز در دل كوه كنده شده و زيبايي اين كندهكاري ها هر گردشگري را به اعجاب وا ميدارد.
اين مجموعه اثري شكوهمند از معماري، قدرت خلاقيت و آفرينش زيباييها را به نمايش گذاشته و نمايش اين جاذبهها براي گردشگران بدون يك برنامه مدون امكانپذير نيست.
از سوي ديگر اكنون توريسم روستايي وارد فاز جديدي از فعاليت خود ميشود و ايران نيز ميتواند در اين حوزه به جايگاه خوبي دست يابد.

آتشكده ، كه به طور غلط و بر اساس تحريف به اين نام خوانده مي شود در اصل همان پرستشگاه يا مژكت(مسجد) است كه حتي مكان نماز پنجگانه حضرت ابراهيم بوده است . پرستشگاه آذربغ در دوران پيدايش زرتشت و پادشاهان كيامنشي وجود داشته است كه پس از تخريب آن به دست اسكندر مقدوني ، پاپك پسر ساسان مرائي خوري چهارده سال زير نظر اشكانيان اين بنا را بازسازي مي كند،... گزيده اي كوتاه از تفسير نام پرستشگاه(آذربغ) از گذشته و امروز كه به نام (گنبد مير قطب الدين حيدر) كه به لهجه توده مردم كنگ و نديك به گنبد سيدحيدر مشهور است . اين مكان در دهكده كهتوكردها(كهتوكرها) وجود دارد، پرستشگاه ياد شده در دوران پادشاهان كيامنشي كه آغاز پيدايش اشو زردشت پيامبر بوده بنياد گرديده و دهي در خاور اين پرستشگاه در رودخانه كنگ به نام دهكده آذربغ بنياد مي شود كه امروزه به آدرباغ شهره است و اما در دوران واپسين پادشاه صفويه كه افغانها به سركردگي محمود افغان به ايران يورش آوردند و پس از ۷ سال فرمانروايي در ايران وقتي كه نيروهاي افغاني مي خواستند از شهربابك خارج شوند جنگي سخت ميان نيروهاي افاغنه با سلحشوران شهربابكي در مي گيرد كه دامنه آن جنگ تا دهكده خور ادامه مي يابد و بيشتر نيروهاي افغاني در سرزمين شهربابك كشته مي شوند و دژ نامي بهنوييه تخريب مي گردد و آتشكده يا پرستشگاه آذربغ به توپ بسته مي شود و فرمانرواي وقت شهربابك به نام ميرقطب الدين حيدر كه گويي از سادات برگزيده كارمانيان بوده با پسرانش كشته مي شوند و در اين پرستشگاه مدفون مي گردند كه سنگهاي شكسته شده مزار سادات در مسجد كهتوكرها گواه بر راستي بودن اين حادثه تاريخي است.

از بناهاي با اهميت شهربابک که يکي از جاذبه هاي توريستي اين شهر محسوب مي شوند خانه موسي خاني است اين بنا در چند سال قبل بازسازي شده و به سبب فضا سازي اطراف ساختمان يکي از نقاط پرجاذبه و ديرينه شهربابک است که تاکنون نيز پذيراي بسياري از ميهمانان خارجي و داخلي بوده است اين اثر ارزشمند معماري که با دستهاي پرتوان و زحمت کشيده مردم اين ديار بنا شده متعلق به 180 سال پيش است. ساختمان عمارت تقريبا" بازسازي کامل شده و فقط قسمت باغ نيمه تمام است که آن هم با مساعدت ميراث فرهنگي به زودي باز سازي خواهد شد. اين بنا در زمان قاجارها توسط معماران يزدي به دستور حاج محمدعلي و يا فرزندش موسي خان حدود سال ۱۲۷۰ هجري قمري بنا شده است. اين بنا در زمان موسي خان مقر حكومت شهربابك شد و به همين دليل به آن عمارت موسي خاني مي گويند.(موسي خان در سال ۱۲۹۱ ه.ق وفات يافت) . اين بناي باشكوه به همراه باغ آن هفت هزار متر مربع مساحت دارد كه زير بناي ساختمان دو طبقه آن دو هزار و سيصد متر مربع است . اين عمارت داراي ۶۰ اتاق كوچك و بزرگ و يك شاه نشين مي باشد ، گچ بري ها ، بادگيرها ، برج عمارت و ... از معماري جذابي برخوردار است. اين ساختمان در خيابان شريعتي پذيراي مشتاقان مي باشد.

از ديگر ديدنيهاي جالب توجه شهر بابك غار ايوب است. اين غار بزرگترين غار آذين ايران محسوب ميشود و يكي از زيباترين ديدگاههاي طبيعت را در دل كوه ايوب ايجاد كرده است. سالانه تعداد زيادي از گردشگران و پژوهشگران زمين شناسي، از اين غار ديدن ميكنند. همچنين افراد محلي و اهالي شهرهاي مجاور براساس اعتقادات مذهبي خود چون اين مكان را زمان گذرگاه ايوب پيامبر مي دانستهاند، نيز به تماشا و ديدار از محل ميروند. اين غار در نزديكي شهر دهج وايع شده و از جاده اصلي بندر عباس. تهران از دوراهي جوزم، جاده آن جدا ميشود. با طي حدود 35 كيلومتر از اين مكان ميتوان به غار ايوب رسيد. دانشمند ايراني معتقدند دليل تشكيل اين غار آب موجود در زير گدازههاي «داسيتي است، كه بعد از به هم پيوستن و انفجار، چنين غار عظيمي را تشكيل دادهاند و بعد از تشكيل پيكره اصلي غار، عوامل طبيعي مانند رطوبت و آب وجود در غار و هواي سرد درون آن، باعث انقباض و انبساط شديد در آن شده و تكههاي سنگهاي بزرگ جدا شده و بدين ترتيب بر وسعت غار افزوده شده است. حالت لانه زنبوري داخل غار به دليل فرسايش در اثر باد كه با دانههاي ماسه بسرعت بر سنگ داسيت كوبيده شده، افزايش يافته است.

مسجد و حسينيه شهر کهنه در يکي از کوچه هاي قديمي شهربابک قرار دارد و با توجه به شواهد و قراين اين بنا را مي توان از ابنيه دوره صفويه محسوب کرد. صحن اين مسجد داراي پلان چهارگوش مي باشد که در بخش مياني هر يک از اضلاع آن يک صفه بزرگ در وسط، دو صفه کوچک در طرفين قرار دارد. پوشش سقف تمامي قسمتها به صورت گنبدي و با آجر ساخته شده است. تزئينات بکار رفته در بنا را مي توان به دو گروه آجرکاري و گچ بري تقسيم کرد. آجرکاري تنها در قسمت شرقي بام و تزئينات مقرنس گچي در بخش سر در ورودي و محراب وجود دارد.

شهرستان شهر بابك يكي از شهرستانهاي استان وسيع كرمان است كه به عنوان يك شهر صنعتي و معدني شناخته ميشود. در اين منطقه معادن بسياري مانند مس، سرب، روي، سيليس، سنگ آهك و امثال آن وجود دارد؛ اما معدن اصلي و پايان ناپذير اين منطقه، تواناييهاي بالقوه و بالفعل گردشگري آن است. شهر بابك داراي آثار تاريخي فراواني است ك از جمله آنها ميتوان به روستاي صخرهاي ميمند، عمارت موسيخاني، غار آذرين ايوب، قلعه مهرآباد، قلعه مرج، آتشكده آذربغ، مسجد و حسينيه شهر كهنه، قبرستان دوره ساساني، حمام صخرهاي كرم، گنبد ملاحيدر، آرامگاه خواجه حسن شكاري، درياچه نمك و دشت زيباي معدن سيليس (ريگ سفيد) در قسمت جنوبي شهر بابك، اشاره كرد. از ميان اين آثار جالب توجه، برخي واجد ويژگيهاي منحصر به فرد هستند. روستاي صخرهاي ميمند، نمونهاي از شاهكار خلاقيت و هنر معماران كهن ايران زمين به شمار ميآيد. اين روستاي صخرهاي از كهنترين سكونتهاي بشري در ايران و جهان است كه قدمت آن را تا 12 هزار سال تخمين زدهاند. نقوش 10 هزار ساله و سفالهاي 6 هزار ساله از جمله اسناد به دست آمدهاي هستند كه بر قدمت باستاني روستاي صخرهاي ميمند گواهي ميدهند. منازل مسكوني اين روستاي صخرهاي، منازلي غار مانند هستند كه در انتهاي كيچهها (كوچهها) كه در دل شيبدار تپهها به عمق فرو رفتهاند، ايجاد شده است. مدرسه قديمي، حمام، حسينه، مسجد، آتشكده و معبد اوستا، همگي با تيشه عزم و همت اراده نيكانمان در دل اين صخرهها تراشيده شدهاند. اين روستا در 38 كيلومتري شهر بابك قرار داشته و جاده آسفالته اين روستا از مسيري داراي مناظر طبيعي زيبا و چشم نواز ميگذرد. در كنار اين روستا، فضاي اقامتي مناسب ساخته شده و بدين ترتيب گردشگران امكان توقف و اقامت شبانه را دارند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|