تبليغاتX
موسسه خیریه امام علی(ع) شهرستان شهربابک
 
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
 

سید احمد وزیری تحصیلاتش را تا ششم ابتدایی سپری نمود و به علت ایرادهای موجهی که از دبیران گرفته و در جواب درمانده اند بتدريج از تحصيلات كلاسيک دست كشيد ولي مطالعه و كتاب را رها نكرد و به خواندن كتب ادامه داد و با توجه به استعداد ذاتي و نبوغ خدادادي اش هيچ مسئله اي برايش لاينحل نماند. دروس شيمي، فيزيک، رياضيات، عربي و انگليسي را با خواندن كتب مختلف فرا گرفت. به طوري كه قادر بود به زبانهاي عربي و انگليسي مكالمه نمايد. سيد احمد وزيري در بحث حاضر جواب و بر حسب هر مطلب آيه قرآن و شعري متناسب با آن بيان مي كرد. شادروان دكتر داداللهي در خصوص ايشان مي نويسد:" یک سال در منزل شخصی ام یک لیسانسیه فیزیک به فرزندم درس می داد، مسئله ای مطرح شد که قادر به حل آن نشد، آقای وزیری از معلم خواست که صورت مسئله را بخواند، بعد از چند دقیقه جواب مسئله را ذهنی داد که با جواب کتاب یکی بود که این مسئله موجب تعجب حضار شد. از تحصیلاتش پرسیدند، گفت: ششم ابتدایی" 

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
شادروان داداللهی ادامه می دهد:" مهمانی هندی داشتم که شغلش تدریس ریاضی بود، وقتی سید وزیری را در این مرحله از علم دید پرسید که شما ریاضی هم می دانید؟ جواب مثبت شنید. قرار شد هر کدام از این دو نفر مسئله ای ریاضی طرح کنند. در این جریان ایشان از اطلاعات آقای وزیری سخت شگفت زده شد چرا که ایشان نخوانده ملا بود." و یا اینکه:"روزی آقای دکتر فرازنده کارخانه آجرسازی اتوماتیک را از ایتالیا وارد کرده بود، در هنگام نصب تجهیزات کارخانه مهندسان مسئول ایرانی به مشکل بر خورده بودند که می بایست از مهندسین ایتالیایی که به کشور خود رفته بودند کمک بگیرند، همین که مهندسان ایتالیایی مراجعت کردند کارخانه را در حال فعالیت دیدند. چرا كه مشكل با نبوغ آقاي وزيري مرتفع گرديد. بعداً عنوان كرده بودند حيف از اين استعداد كه اگر در جايي ديگر بود مي توانست يكي از مخترعين مشهور زمان باشد. از خصوصيات ديگر آقاي وزيري غرور حرفه اي و علمي اوست كه اين غرور ناشي از اتكاء به نفس و تسلط علمي و عملي اوست. سيد احمد وزيري نابغه طبع شعر هم داشته و اشعار زيادي را به زبان محلي سروده است.

  نوشته شده در  شنبه 1386/07/14ساعت 17:34  توسط روابط عمومی   | 

شادروان دكتر داداللهي

شادروان دکتر حسین داداللهی، روستازاده ای که در سخت ترین شرایط و دشوارترین ایام به تنهایی از آغوش گرم خانواده پا به سنگلاخ پر پیچ و خم زندگی می گذارد. او از اسباب پیشرفت و ارتقاء هیچ در اختیار نداشت مگر یک خصلت و آن شجاعت و پایداری. با همین نیرو به جنگ مشکلات تاخت، از طوفانها و گردابها نهراسید و از میان انبوه سختی ها و نومیدی ها و ناکامی ها راهی به سوی کامیابی گشود و سر انجام خود را به ساحل موفقیت رساند. به گفته شادروان دکتر دادالهی"زندگی مانند میدان جنگ است و آدمی در آن دائماً از چهار سو گلوله باران می شود، در این صحنه نبرد و آزمایش فقط سربازان دلیر و با عزم و استقامت هستند که پیروز و سر بلند می گردند." دکتر داداللهی در روستای ساراب شهربابک دیده به جهان گشود و علی رغم فقر و ناداری با تلاش و پشتکار مثال زدنی مدارج عالیه را در داخل و خارج از کشور طی نمود و و هیچ گاه عشق به زادگاه در او خاموش نشد و گامهای بلندی برای سربلندی زادگاهش شهربابک برداشت. به گفته شادروان داداللهی "خودم را به ایران و بخصوص شهربابک که در آنجا چشم بدین جهان گشودم و پرورش یافته ام و بستگان و آشنایانم در آنجا زندگی می کنند و پدر و مادرم در زمین پاک آن زندگی می کنند مدیون می دانم و در طول زندگانی همیشه یکی از مقدس ترین و درخشان ترین آرزوهایم این بوده است که به توسعه و پیشرفت شهربابک خدمت کنم و راه ترقی و سعادت را برای فرزندان آن دیار هموار سازم." تلاش بی امان شادروان دکتر داداللهی برای ارتقاء شهربابک از بخش به شهرستان، تامین اعتبارات عمرانی، پیگیری در خصوص ساخت بیمارستان ۷۲ تختخوابی در شهربابک و ... نشان از عشق این بزرگ مرد بابک زمین به زادگاهش و به شهرش می باشد.

روانش شاد...

  نوشته شده در  شنبه 1386/07/07ساعت 11:10  توسط روابط عمومی   | 

شادروان حسین عطایی متخلص به صفا در سال 1291 شمسی در علی آباد شهربابک دیده به جهان گشود، پدرش بابا بیگ یک سال پس از تولد فرزند دیده از جهان فرو می بندد. پس از این کفالت او را پدر بزرگ مادرش اسکندرخان به عهده می گیرد. وی هنگامی که حسین 12 سال بیشتر نداشت به هندوستان مهاجرت می کند، این شاعر در مکتب خانه های آن روز سواد و کتابت می آموزد و از سنین جوانی سرودن شعر را آغاز می کند. شادروان عطایی آن طور که از اشعارش بر می آید شاعری توانا و چیره دست بوده و در میان شعرای شهربابک کمتر کسی می توانسته مانند او اشعاری روان بسراید. او در انواع قالبهای شعری مانند قصیده، غزل، مثنوی، رباعی، ترجیع بند، ترکیب بند و مسمط شعر می سروده است. شعر ذیل یکی از سروده های شادروان عطایی است:


جهــــــــان را جلـــوه گاه مظهر دلدار می بینم       به هر سو بنگرم نقشی ز روی یــــار می بینـــــم
به اعضــــــا هر رگم، تـــاری ثنای یار می گوید      هـــــــــــزاران جلوه ها از یار در هر تـــــار می بینم
زصهبای وصـــالش مستم و در خویش حیرانم      عجب دارم که در مستی بسی هشیـار می بینم
تعجب دارم از یـــــاری که بـــاشد از نظر پنهان      من او را آشکـــــارا با خـــــود و اغیــــــــار می بینم
روز(کنت کنــــــــــزاً) کشف انـــدر هستی آدم       عیــــــان در جمله موجودات این آثـــــــار می بینم
دلا! چشم حقـــایق باز کن، اسرار پنهان بین        که در هر عضوت از اعضا’ دو صد اســرار می بینم
ز دار نیستی بر دار هستی شو، اناالحق زن        صفـــــــــــــــا! اسرار هستی را، فراز دار می بینم

روانش شاد...

  نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/03ساعت 16:47  توسط روابط عمومی   | 

شادروان مرتضی فرخی برفه شاعر توانای شهرمان، در سال ۱۳۰۱ در روستای میمند دیده به جهان گشود و در سال ۱۳۰۹ به تبعیت از مرحوم پدر بزرگوارشان که برای دایر نمودن مکتب خانه به روستای برفه نقل مکان نمود و در این محل ساکن شد. تحصیلات مقدماتی را در مکتب خانه نزد پدر سپری کرده و سپس برای ادامه تحصیلات و کسب معلومات بیشتر به مرکز شهر به محضر عالمان آن زمان مرحومین آقایان شیخ محمد اسماعیل احمدی و میرزا حسین عسکری مشهور به مجتهد عزیمت نموده و تا ابتدای کتاب هدایه به کسب فیض پرداخت. در این زمان اولین دبستان دولتی ۴ کلاسه به سیستم جدید آموزشی در شهربابک که بعدها به نام دبستان رودکی نامیده شد تاسیس و ایشان در همان سال اول موفق به دریافت گواهینامه پایان تحصیلات ابتدایی گردید. در سال ۱۳۲۳ جهت گذراندن دوره نظام وظیفه به کرمان اعزام و پس از پایان خدمت سربازی و مراجعت به شهربابک به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و با اهداء منزل شخصی در روستای برفه اولین دبستان این روستا را که به نام خود نام گذاری کرده بود افتتاح نمود. پس از گذشت چند سال و خدمت در روستای برفه به شهربابک منتقل و در سال ۱۳۳۳ جهت کارآموزی روش تدریس به اصفهان اعزام و پس از پایان دوره مذکور که هزینه برگزاری این دوره توسط دولت آمریکا تحت عنوان اصل چهار ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا پرداخت شده بود در پایان جلسه تودیع این رباعی که:

دوش وقت سحر یکی ز ابرار           می رود این سخن به صوت هزار
با صدای رســــا همی گویم           مـــــرگ بر آمـــــریک و اصــل چهار

سروده و خوانده شد که باعث هیجان شرکت کنندگان در جلسه شد و تا لحظاتی تشویق حضار نظم جلسه را بهم زد. پس از ورود به شهربابک در دبستانهای والی و رودکی به تدریس مشغول و بعداً به عنوان دفتردار و تدریس در دبیرستان دخترانه مشغول به کار شد. در سال ۱۳۵۶ به افتخار بازنشستگی نایل گردید. ایشان در بیست و نهم آذر ماه هشتاد یک در اثر سکته مغزی جان به جان آفرین تسلیم نمود. مرحوم فرخی از شعرای به نام سرزمین ادب پرور شهربابک بوده و مجموعه ای از سروده های ایشان با نام دیوان اشعار در سال ۱۳۷۲ چاپ گردید. اغلب اشعار ایشان در قالب غزل است و در مرثیه و رباعی نیز اشعاری سروده است.

روانش شاد...

  نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/02ساعت 22:35  توسط روابط عمومی   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM